گپی با شاعر جوان

کدخبر: 727

در مصاحبه با جوان هنرمند و شاعر لعیا محمدی به مسائل و مشکلات و جایگاه شاعران درجامعه پرداختیم که در ادامه می خوانیم.

به گزارش سرویس هنری قزوین خبر؛ چادر روی سرش  نشان متعهد بودنش به ادبیات اسلامی ومذهبی است. لعیا محمدی از تاثیر شعرهایش برروی عقاید مذهبی اش می گوید .شاعری که رتبه علمیش او رامثل خیلی از افرادتحصیل کرده به ژست روشنفکری غربی نرسانده است.

 

از چند سالگی سرودن شعر را شروع کردید و در چه قالبی بیشتر شعر می گویید ؟

شعر گفتن را از 9سالگی آغاز کردم و از دوره ی دبیرستان و دانشگاه آن را به صورت جدی دنبال کردم.به طور ویژه غزل کار می کنم و در کنار غزل خودم را در سرودن شعرهایی در قالب  چار پاره ، رباعی ،مثنوی، غزل مثنوی، و شعر نو آزموده ام.

بیشتر شعرهایتان درمورد  چه موضوعی سروده شده است؟

بیشتر شعرهایم عاشقانه و مذهبی است ودر حال حاضر تمایلم به سرودن شعرهای عاشقانه مذهبی، بیشتر شده است . شعرهایی که معشوق آن آسمانی است و در وصف نیکی های ائمه اطهارگفته می شود.ترکیب این دوباعث می شود، شعرهای مذهبی از حالت کلیشه ای و قدیمی خارج شوند. به نظر من نگاه به موضوعات مذهبی باید متفاوت با گذشته باشد و مسئله ای که یک کار مذهبی شاخص را از کارهای دیگر جدا می کند،نگاه جدیدومتفاوت و سنت شکنی است.این نوع نگاه درکارهای مذهبی باعث جذب بیشتر مخاطب جوان و امروزی می شود. بزرگانی مانند حضرت زهرا(س) مظهر عشق هستند و ابراز این عشق و جنون  درشعرهای من شاخص و متفاوت است.

habibi00001

تابحال شعری سروده اید که اعتقادی به موضوع آن نداشته باشید؟ و آن را بصورت سفارشی بگویید؟

هیچ شاعری نمی تواند مدعی مقامی  باشد که توسط آن برای بزرگانی چون ائمه معصومین شعر بگوید. من در ابتدای کارهایم از نوع توصیف ائمهی معصومین نگران بودم و همیشه بعداز سرودن شعرهایم حس می کردم، حق مطلب را ادا نکرده ام. بنابراین تمام تلاشم را کردم تا ارتباطم را با ائمهی معصومین بهتر و عاشقانه ترکنم. بعد از این تغییرنگاه  توانستم شعرهای بهتری در وصف آنهابگویم و به احساس رضایت و آرامش بیشتری دست پیداکنم.

یعنی شعرهایتان روی اعتقاد شخصیتان تاثیر مثبت گذاشته است؟

بله! من برای ارتقای شعرهای مذهبیم به مدت طولانی سیر مطالعاتی مذهبی، داشته ام و باشناختی که ازائمه معصومین بدست آوردم، توانستم شعرهای ممتازتری بگویم.

 آیا معتقد به آن هستید که شعرهای مذهبی عنایت خاص بزرگان به شاعران می باشد؟

من معتقدم شعری که از زبان یک شاعر مذهبی سروده می شود،نگاه ویژه بزرگان به آن شاعر است. انگار روح من از کالبد خاکیم درهنگام سرودن یک شعر مذهبی جدا می شود واززمین به سمت خداوند پروازمی کند.من شخصیت زمینی وخاکی خودم را از شخصیت شاعرخویش جدا می کنم.انگار روح شاعرمن به خداوندنزدیک می شوداماجسم زمینی من لعیامحمدی دیگری است که مثل بقیه انسانهایک زندگی عادی دارد.اگراین احساس آسمانی به یک شاعرمذهبی وحی نشود،هیچوقت نمی تواندبه یک اثر مذهبی عرفانی برسد.

این آدمهاچگونه از جانب خداوند انتخاب می شوندو چه عملی آنهاراشایسته ی دریافت الهامات خداوندمی کند؟آیا شاعران مذهبی پیام آوراعتقاد خداوندهستند؟

habibi00002

این معیارهارا خداوندتعیین می کند.اعتقادات مذهبی هرانسانی به او کمک می کندتا مرتبه ای نزد خداونددریافت کندو شاعران مذهبی بوسیله این عقاید از جانب خداوند سنجیده وشایسته دریافت جایگاهی ویژه می شوند.

دربین پیامبران رتبه بندی خاصی وجود داشت که جایگاه  آنها راازهم جدا می کرد.درشاعران هم همین رتبه بندی وجود داردو هرچقدرروح شاعر به عرش نزدیکتر باشد،فراترازبقیه ی شعرا،شعرمی سراید.

چه مسئله ای باعث می شودیک شاعر مذهبی به یک شاعر ضدمذهب،تبدیل شود؟

کلمه ی ضدمذهب رامی توان به دوگونه تعبیرکرد .خیلی ازضد مذهبیها،ضد مذهب نیستند.مثلا شاعری مثل مولانابه یک جایگاه عرفانی رسیده است که خود را غرق درعالم بالامی بیندوبراحتی می تواند ندای انا الحق سردهد.انسانهای عادی مولانارایک کافروفاجرمی دانند ولی او عارفی است که ازعالم زمینی جدا شده است ودر شعرهایش اززشتی به زیبایی می رسد.ولی ازطرف دیگر شاعری وجوددارد که ازسرودن شعرهای مذهبی به سرودن شعرهای غیرمذهبی روی می آورد.این شاعردر کارهای مذهبی اش به رضایت قلبی و آرامش نرسیده است.این شعرابه سطحی نگری و کمبودایمان دچار شده اند وبه اندیشه فراترازخوددست نیافته اند.

چه چیز باعث شده است مولانا در شعرهایش متفاوت به دنیا نگاه کند؟ و چراعده ای او را کافر و ضد اخلاق خطاب می کنند؟

انسانهای بزرگی مانندمولانا،سیرو سلوک معنوی را طی کرده اندوسنت شکنی  یکی از کارهای مهم مولانا بوده است و وی تلاش کرده است که به مردم آن روزگار بگوید،همه چیز زیباست ودردنیا کلمه ای به نام زشت وجود ندارند.تفاوت اندیشه درهمه ی انسانهاوجود داردو این تفاوت اندیشه باعث می شودهر انسانی خداوندرابه گونه ی متفاوت ستایش کند.مولانا متفاوت بابقیه ی مردم زمانش خداوند را تسبیح می کند.تناقض درشعرهای شاعران مطرح، دلیل ماندگاری آنهاست.و برای تحلیل شاعران نیاز ورودبه زندگی شخصی آنها نیست.بلکه  نوع نگاه شاعرانه ی آنها به دنیا شخصیت موردمطرحشان در بین مردم است.

 شعرنووشعرهای جدید وترانه را تا چه حدقبول دارید وبنظر شما آیامی توان نام شعربراینگونه قالب ها گذاشت؟

در جامعه ی امروزی شعررابه دودسته کلاسیک و امروزی تقسیم می کنند.خیلی ازشاعرا ن شیوه ی کلاسیک سبک شعرهای جدید راقبول ندارند. تقکرارتباط مستقیمی با مقوله ی انسان شناسی وخدا شناسی دارد.شعرهای شیوه نوین ارتباط واقعی با عالم بالا پیدا نکرده اندو نتوانستنداین نوع احساس رابه خواننده القاکنند.اندیشه ی شعرامروزی متفاوت باشعرهای قدیم است وخدا محوری کمتردرآن دیده می شود.شاعران امروزی بایدباسبک وشیوه ی جدید به مسائل خدا شناسی بپردازند.ازجمله این شاعران فاضل نظری،کاظم بهمنی، حامد عسگری می باشندکه توانسته اند باشیوه ی جدید اندشیه های خدا شناسی  راگسترش دهند وسبک شعری آنهابه عراقی و هندی بیشترنزدیک است.البته شاعران امروزی بایدتوجه داشته باشند که استفاده ازبعضی کلمات امروزی،به روح ولطافت شعر لطمه می زندویک شعرامروزی شعری است که نه گرفتار کلمات سنگین قدیمی و نه کلمات سبک  می شود .

نظرتان راجع به شعرهای سپید و نیمایی چیست؟

به نظرمن اندیشه های یک شعر مهمترین ویژگی یک شعراست وقالب شعرمثل لباس یک انسان است و توجه بیش ازاندازه به آن باعث فراموشی باطن شعر می شود.

نظرتان راجع به سبک شعری سهراب چیست؟

ویژگی بارزسهراب جزئی نگری و  نگاه ساده اش به طبیعت است که با استفاده ازاین جزئی نگری به اصل کل می رسد.این کل همان خداونداست.

نظرشما راجع به ترانه های امروزی چیست ؟آیا برروی  ترانه سرا های امروزی می توان نام شاعر سبک نوین را گذاشت؟

ترانه سبک شعری ویژه ی جوان پسندی است که ظرفیت فوق العاده ای برای ارسال مفاهیم به زبان عام دارد.خطربازاری شدن و نگاه تجاری به ترانه باعث تولیدآثارکم عمق وبی محتواوبدون تفکرخاص می شود.ولی عدم این نوع نگاه منجر به تولید آثاربامحتواو تفکرخاص می شود.

ذائقه ی مردم چقدر در تولید ترانه های  نامطلوب و کم عمق نقش دارد؟

تمایل مردم به آثارنامطلوب بیشتر شده است ودرحال حاضرآثارمطلوب و عمیق درجامعه ی ایران نادیده گرفته می شود. با حمایت از آثارمطوب ترانه و ترانه سراهایی  با اندیشه خاص و مذهبی،این مشکل حل می شود.البته یکی ازمسائل پیش رو ی ترانه سراها تولیدموسیقی قبل از ترانه است که این عدم احترام اهالی موسیقی رابه صنف شعرا می رساند.سرودن شعر وترانه به اندازه ی ساخت یک ملودی قوی و حتی بیشترازآن قابل احترام است.

جایگاه شاعران در جامعه ی امروزی چطورمی بینید؟

در جامعه ی امروزی به ظاهربه شاعران احترام گذاشته می شوداما وقتی واردزندگی شخصی آنهامی شویم،عدم حمایت از آنهارابه خوبی مشاهده می کنید.از نظرمن شاعربودن یک شغل  مقدس است وحمایت روحی ازطرف مردم ومسولین مهم ترین مسئله است که باید به آن توجه شود.

برای این مشکل چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

به نظرم حضور شاعران درمراسم های مجلل باعث تشویق مردم به شعرواحترام به شاعران می شود.

تا بحال به چاپ کتاب فکرکرده اید؟

درزمانی که متوجه این استعداد درون خود شدم،تصمیم به چاب کتاب شعرکردم.اما با گذر زمان  فهمیدم که برای تولیدیک کتاب فاخربایدبه حدی از کمال درحوزه سرودن شعربرسم، تا اثرقابل قبول از خود برجای بگذارم.تولیدکتاب زیاد به معنی داشتن مخاطب فرآوان نیست.

رابطه  رشته ی تحصیلیتان با سرودن  شعر چیست ؟

دکترای کامپیوتر روح زمینی من است و شاعربودن روح آسمانی من است واین دوهیچ ربطی به هم ندارند و جدا ازهم هستند .چون من درهنگام گفتن شعریک شاعرهستم ودر هنگام تدریس رشته ام استاد دانشگاه هستم.

لعیا محمدی را در آینده ی شعریش چگونه می بینید؟

من خودم را طبق روایت ابوسعید، هیچکس بن هیچکس می دانم.من هم درحال حاضروهم درآینده دیده نخواهم شد. هیچ کدام از شاعران بزرگ به دیده شدن فکرنمی کردندواشعارآنها دلیل بزرگ شدنشان بوده است.ارزش یک شاعرخوب بدون پاداش باقی نخواهد ماند.

 

انتهای پیام/

 

 

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار