زهرا جارچی

کدخبر: 666

روز پدر بهانه ای شد ، تا جایگاه پدر و رشادت ها و دلیری های او را در قاب نقره ای رنگ سینما بررسی کنیم.

به گزارش سرویس هنری قزوین خبر؛ 

اساسأ تصویر مرد در سینما و تلویزیون بنابر تحولات فرهنگی اجتماعی موجود و مدرنیته در جامعه تغییر کرده است ، اما دو سریال ماندگار و به یادماندنی" پدر سالار" و"خانه سبز" نقش پدر را به درستی به تصویر کشید و آنها را برای همگان ماندگار کرد آنجا که "محمدعلی کشاوز" در نقش پدری مقتدر پدر سالاری را در دهه ی هفتاد به تصویر کشید و زنده یاد "خسرو شکیبایی" در "خانه سبز" تلاش می کند تا مردانگی و همسر خوب بودن را به پسرش یاد بدهد

"ابراهیم حاتمی کیا " نیز در فیلم سینمایی "به نام پدر" با بازی زیبای "پرویز پرستویی" دیالوگی را ماندگار کرد که هنوز هم وقتی اسم آن فیلم به میان می آید بی شک دیالوگ "پرویز پرستویی" هم برایمان تداعی می شود، آنجایی که دختر پای خود را بر اثر اصابت با مین از دست می دهد و پدر می گوید خدایا پای مرا بگیر و پای دخترم را بهش برگردان...

اما این روند با گذشت زمان تغییر کرده است تا جایی که  فیلم سینمایی دهلیز به کارگردانی بهروز شعیبی گواه این داستان است...

درون مایه و مضمون اصلی این فیلم مفهوم «قصاص» است.یک معلم زبان ( رضا عطاران ) مدتهاست که به دلیل یک نزاع خیابانی که منجر به قتل غیرعمد همسابه شده ، در زندان به سر می برد و مدتهاست که منتظر حکم قصاص می باشد. همسرِ این معلم به نام شیوا ( هانیه توسلی ) هم به این جهت که اولیای دم مصرانه منتظر اجرای حکم قصاص هستند، به تنها فرزندشان امیرعلی ( محمدرضا شیرخانلو ) گفته که پدرش درگذشته است. اما امیرعلی در سن 7 سالگی متوجه می شود که پدری هم دارد که در زندان محبوس است و مادر در غیاب همسر جوان بار سنگین ادارۀ زندگی را بر دوش دارد بعبارتی مادر بار غم دلهره و دغدغۀ اعدام شدن همسرش را نیز به دوش می‌کشد و هم در تلاش برای آزادی اوست و...

شاید بتوان گفت هانیه توسلی برای کودک هم مادر است و هم پدر. نه بدون شوهر است که بتواند ازدواج کند و نقش شوهری و پدری را به کس دیگری واگذار نماید و نه شوهرش در کنارش حضور دارد.

در ادامه از همان لحظه که فرزند می‌فهمد پدر دارد و با او آشنا میشود، این روند تربیتی بهبود می‌یابد. هانیه توسلی دیگر مسئولیت کل تربیت را بر دوش خود به تنهایی احساس نمیکند به همین دلیل آرامتر می

 

شود و با بچه صبورانه‌تر برخورد میکند. در دورانی که پدر برای مرخصی به دیدن خانواده می‌آید، این مسئولیت باز هم بیشتر تقسیم شده و راحتی و آرامش هانیه توسلی دیده میشود. پدر برای بچه داستان میگوید و او را می-خواباند، با او صحبت میکند و به طور کلی ارتباط خوبی با بچه برقرار کرده و برایش وقت میگذارد

کمی سردرگمی نیز در تعلل برای اجرای حکم قصاص هم در فیلم وجود دارد.چرا بعد از اینهمه سال؟ آیا قصدی در کار بوده تا پسربچه بتواند از پدر خود دفاع کند؟آیا خانواده مقتول به ناگاه تصمیم میگیرد که دادگاه حکم قصاص را اجرا کند؟!

اما تأثیرگذارترین صحنه ی فیلم، در انتهای داستان رخ می دهد. جایی که امیرعلی با آن لحن کودکانه، تمام سنگینی عملی مثل قصاص را در کلام ساده ی خود خلاصه می کند و آنقدر ساده و صمیمی عذرخواهی می کند که انگار شیشه ای شکسته باشد و اتفاقاً همین سادگی و صداقت بیش از حد اوست  نقظه ی اوج داستان را  شکل می دهد؛ جایی که مادر مقتول  نگاهی طولانی به دوربین می اندازد و کم کم اشکش جاری می شود.

یکی از نکات مهمی که این فیلم به خوبی به تصویر کشیده است، نقش پدر در تربیت فرزند است. بر اساس تعالیم اسلامی، پدر در تربیت فرزندان نقش ویژه ای ایفا می کند. پدر تصمیم‌گیرندۀ نهایی برای ولد خود است و به همین دلیل باید در جریان تربیتش، مسئولیت زیادی ایفا کند.

متاسفانه در حال حاضر در جامعه با وجود آنکه پدرها زندان نرفته اند اما نقش چندانی در تربیت فرزندان خود ایفا نمی کنند و برای خود وظیفه ای در قبال این مسئولیت قائل نیستند. پدران خانواده تنها وظیفۀ خود را تامین مالی خانواده می دانند و همۀ مسئولیت دشوار تربیت را بر دوش مادر خانواده می‌اندازند. وقتی پدر در تربیت خانواده نقشی نداشته باشد، قطعا مادر نیز به تنهایی نمی تواند این نقش را به خوبی ایفا کند و روند تربیت کودک اساسا تکمیل نمی‌شود. پس لازم است رسانه ها و آموزش رسمی و غیر رسمی این مسئله را به پدران و پسران گوشزد کند و بر این نقش تاکید نماید.

انتهای پیام/

 

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار