گوشه ای از مشکلات آپارتمان‌نشینی

کدخبر: 770

آپارتمان نشینی مثل سفر با کشتی است ؛ نمیشود هرکسی زیر پای خودش را سوراخ کند، چون در نهایت این کار به ضرر همه ی افراد حاضر در آن تمام خواهد شد.

سرویس فرهنگی قزوین خبر؛

آپارتمان‌نشینی چیست؟

اولین چیزی که به ذهن بسیاری از افراد خطور می‌کند، از سر و صدای تردد در پله‌ها گرفته تا بی‌توجهی والدین به فریاد‌های فرزندانشان است. اما آیا حقیقتا آپارتمان‌نشینی در همین سر و صداها خلاصه می‌شود؟ بنا بر نظر افرادی که زندگی در آپارتمان را تجربه کرده‌اند، اساسی‌ترین مشکلاتی که خانواده‌های ساکن در آپارتمان با آن دست به گریبان‌اند، عدم پرداخت به موقع شارژ ماهیانه و مشکلات مرتبط با پارکینگ است. مشکلات دیگری نیز وجود دارند که در لابه‌لای سخنان مصاحبه شوندگان، به آنها برمی‌خوریم.

 

خانم نبوی ، اولین فردی بود که با او به صحبت نشستیم. یک فرهنگی که درحال حاضر، آپارتمان‌نشین است؛ و مدت زیادی از زندگی را در فضای آپارتمان تجربه کرده . از او در مورد مشکلات این نوع سکونت پرسیدم و این‌که آیا فرهنگ این مساله، میان مردم جا افتاده یا خیر، کع در پاسخ می گوید: «از نظر من ، فرهنگ آپارتمان نشینی؛ هنوز در ایران تعریف نشده است البته این امر بستگی  به منطقه‌ای دارد که در آن زندگی می‌کنید. در بسیاری از مناطق شمال شهر، فرهنگ آپارتمان‌نشینی، بهتر جا افتاده و رعایت می‌شود.

اما در برخی مناطق دیگر شهر، بیشتر شاهد یکسری رفتارهایی هستیم که یا بی‌فرهنگی در مقوله آپارتمان‌نشینی به حساب می‌آید، یا به بی‌فرهنگی منجر می‌شود.»

از حرف‌هایش برمی‌آمد که که برای برطرف کردن مشکلات آپارتمان همه ی اعضای آن باید در یک جلسه ی توام با احترام متقابل، به بررسی و حل مشکلات بپردازند.

از خانم نبوی پرسیدم دقیقا منظورش از «آپارتمان» چیست؟ او، «آپارتمان و همسایه داری» و احترام به آن را چیزی می‌داند که مقوم فرهنگ آپارتمان‌نشینی است: «آپارتمان نشینی  مثل سفر با کشتی است ؛ نمیشود هرکسی زیر پای خودش را سوراخ کند، چون در نهایت این کار به ضرر همه ی افراد حاضر در آن  تمام خواهد شد.»

وی در پاسخ به اینکه "ریشه ی رفتارهای ناشایست بعضی اعضای آپارتمان  چیست" ؛ می گوید:

«ریشه این رفتارها را دو چیز می توان دانست. یکی خودخواهی و دیگری عدم آموزش در این حوزه. بحث خودخواهی که واضح است. بسیاری از افراد خودشان را ارجح می‌دانند و بابت مشکلاتی که برای دیگران ایجاد شده است، دل نمی‌سوزانند یا اهمیتی به آنها نمی‌دهند. به‌طور مثال اگر آسانسور ساختمان خراب شود، همسایه‌های طبقه اول و دوم، ممکن است بگویند ما از آسانسور استفاده نمی‌کنیم. پس دلیلی هم ندارد که هزینه تعمیر آن را متقبل شویم. بحث دیگر، عدم آموزش افراد باعث ایجاد مزاحمت برای مابقی ساکنین می شود. »

 

مصاحبه شونده های بعدی زوج جوانی هستند که نظرشان را در باب فرهنگ آپارتمان‌نشینی جویا شدم که آیا این مساله در جامعه ایران جا افتاده است یا خیر؟

دختر جوان، قاطعانه، پاسخ کوتاهی به سوالم داد: «در بسیاری از مناطق، خیر». سکوت کردم تا ادامه دهد. همان‌طور که حدس می‌زدم، مقوله «منطقه زندگی» را به حکمش تسری داد: «فرهنگ آپارتمان نشینی را با توجه به منطقه سکونت یعنی بالا و پایین شهر بودن می توان متفاوت دانست».

دختر جوان صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه داد که «اگرچه بسته به فرهنگ هر خانواده و محیطی که آنها در آن رشد پیدا کرده‌اند، می‌تواند مثال‌های نقضی پیدا شود. اما چیزی که امروزه تا حد زیادی با آن مواجه هستیم، همین خودخواهی بسیاری از افراد و خانواده‌ها است که بدون توجه به ساکنین دیگر آپارتمان، رفتاری انجام می‌دهند که موجب سلب حقوق همسایگان می‌شود

 

پسر جوان، بعد از اتمام سخنان همسرش می گوید: « از دیگر نمونه های عدم رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی می توان به ایجاد سر و صدا آن هم بدون توجه به زمان شبانه روز، آلوده سازی و ریختن زباله در محیط مشترک زندگی  اشاره کرد که متاسفانه این قضیه در بسیاری از نقاط شهری، بالا و پایین دیده می شود و تا زمانی که خودبینی صرف در مردم وجود داشته باشد وضع به همین منوال است»

 

پوریا فاضل، یکی از شهروندانی که حدود دو سال از سکونتش در آپارتمان دانشجویی اش می گذرد، از او درباره ی فرهنگ  و مقوله ی آپارتمان نشینی سوالاتی می پرسم.

وی آپارتمان را به قوطی کبریت تشبیه می کند که یکسری اجبارها برای اعضا را به دنبال می آورد .آپارتمان یک نوع محصور بودن برای افراد را فراهم می کند.

فاضل در ادامه می گوید: ما هنوز به طور مشخص سرانه ی زمین را برای هر ایرانی درنظر نگرفته ایم، عده ای هم متاسفانه هستند که خانه هایشان را خالی نگه می دارند تا قیمت اجاره بهای ساختمان صعود آنچنانی پیدا کند.

وی با اشاره به گسترش زمین شهری، ثابت نگه داشتن زمین و افزایش فضای درون شهری به عنوان عوامل شیوع شهرنشینی، می گوید: شاهد هستیم که رشد شهر از لحاظ وسعت زمین با رشد جمعیت درون شهر و مهاجران و ساکنان آهنگ مناسبی ندارد.بنابراین افراد ناگزیرند برای حل این جریان به آپارتمان نشینی روی بیاورند.

در بحث شهرک های سازمانی مردم با توجه به موقعیت های شغلی دسته بندی و از هم جدا می شوند که این مقوله سبب می شود نقش پذیری اجتماعی افراد مخدوش شود و همدلی و مراوده از بین برود.

آن‌طرف‌تر، مشغول صحبت با مردی جاافتاده می شوم؛ آقای جارچی که حدود بیست سال از سکونتش در  آپارتمان محله نادری می گذرد می گوید: این روزها صفا و صمیمیت حاکم بین اعضای آپارتمان از بین رفته و این پدیده ی وارداتی سبب تغییر در سبک زندگی افراد شده است .

وی از دوران کودکی اش از سرسبزی حیاط خانه و سروصدای بازی بچه ها تا سکونت چندین نفر در خانه های قدیمی برایمان گفت.

امروز به دلیل مراعات حال دیگر اعضای آپارتمان مجبور هستم به فرزندان خودم تاکید کنم که این کار را نکنید و مدام آن ها را نهی کنم اما درقبال سروصدای دیگر اعضای آپارتمان جز دعوت اعضای خانواده ام به صبر چیزی ندارم.

وی در قیاس شرایط گذشته و امروز با تاکید بر اینکه عدم تفاهم بر سر بعضی امور سبب شده تا هرکسی بصورت جزیره ای و برای خودش در این فضا زندگی کند و این قضیه اصلا خوشایند نیست.ابراز می کند : ثمره ی این آپارتمان نشینی ها درد های کمر و زانوست که به وفور در اعضای خانواده هایمان با آن روبرو هستیم.

 از کدام فرهنگ آپارتمان‌نشینی صحبت می‌کنید؟ مردم باید پیش از فرهنگ آپارتمان‌نشینی، پاکیزگی و احترام به افراد، خصوصا میانسالان و کهنسالان را یاد بگیرند».

جارچی در آخر با یک بیت شعر بحث را برایمان جمع بندی کرد که شنیدن آن خالی از لطف نیست:

«چو کم نور است چشمی       بار عینک می کشد بینی»

«زبینی باید آموزی              ره همسایه داری را»

انتهای پیام/

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار