زهرا جارچی

کدخبر: 716

تصور جهان و جامعه‌ی بدون تبلیغات ناممکن است و قطعا تبلیغات می‌تواند در تولید ملی نقش مفید و موثری داشته باشد.

به گزارش فرهنگی قزوین خبر، با خودم مرور می کردم قزوین پایگاه فرهنگ و هنر، پایتخت صفوی و خوشنویسی ایران است؛ چرخی که در شهر زدم بیشتر از بوی فرهنگ و اصالت فرهنگی‌، بوی باران تبلیغات به مشام می‌رسید. پیام ها و بیلبورد‌های تبلیغاتی در شهر غوغا می‌کند، صرف نظر از حجم انبوه شان که غیر قابل اغماض و چشم پوشی است؛ چند نکته عجیب شیرازه‌ی ذهنم را بهم می‌ریزد؛ رنگ و لعاب بیلبوردها، بی‌محتوا بودن، عدم توجه به فرهنگ عمومی، ارزش‌های سبک زندگی ایرانی - اسلامی، سلب آسایش روانی جامعه و ایجاد شهوت خرید همراه با  نیازهای کاذب را فراهم آورده است.

تصور جهان و جامعه‌ی بدون تبلیغات ناممکن است و قطعا تبلیغات می‌تواند در تولید ملی نقش مفید و موثری داشته باشد. اما از طرفی هم، این همه تبلیغات وسیع و گسترده با نور پردازی و طراحی‌های آنچنانی، و تکیه بر مصرف‌گرایی و تجمل به‌جای نگاه به سبک زندگی اسلامی، حس عقب افتادگی و چشم و همچشمی نسبت به دیگران را در ذهن و جان و ضمیر ناخودآگاه هر فردی برجای می‌گذارد و صدالبته قبح تجمل‌پرستی را هرچه بیشتر از فرهنگ ایرانی-اسلامی ما می‌زداید، همانگونه که باید اعتراف کنیم تجمل‌گرایی در برخی سطوح جامعه ایرانی تبدیل به ارزش شده و بارها با گلایه رهبر انقلاب مواجه شده است.

وقتی نگاه التماس آمیز کودک آدامس فروش سر چهار راه، زیر آن بیلبورد بزرگ جشنواره خرید تلویزیون چند میلیون تومانی، به راننده‌ی ماشین شاسی بلند یا خیره شدن پسر پلاستیک فروش پشت شیشه‌ی مغازه‌ی لوازم صوتی و تصویری را بخاطر می‌آورم یاد این مطلب می‌افتم، انگار احدی یادش نیست که او نان آور خانواده است  و احتمالا فراموش کردیم که در این شهر فقیری هم در حال زندگی است. انگار یادمان رفته است نباید مصرف‌گرایی و تجمل در خانواده‌های ایرانی تبدیل به ارزش شود. انگار در وانفسای این هجوم تبلیغاتی بزرگ کسی دلش برای سبک زندگی اسلامی نمی‌سوزد.

هجمه‌ی شدید تبلیغات سبب شده تا بین سطح انتظارات افراد و توان عینی‌شان برای خرید، یک شکاف وسیعی ایجاد شود به گونه‌ای که سرخوردگی، یأس، آزردگی خاطر، دل‌زدگی و مصرف‌گرایی تندیس و یادبود این جریان برای خانواده‌ها ، کودکان و جوانان جامعه شده است.

سیر این جریان را که در سطح جامعه بررسی می‌کنم می‌بینم مولود این جریان، پدران قسطی، فرزندان اوهام پرست و زنان اسیر ژست و مد است. واقعا ً بین قسط و اوهام پرستی و ژست جایی برای نهاد خانواده در سبک زندگی ایرانی – اسلامی باقی مانده است؟

 

 

          ادامه دارد....

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار