بازخوانی شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس

کدخبر: 632

طوفان شن باعث شد تا زاویه دید آنها کور شود و بالگردها حین سوخت گیری به هواپیمای سوخت رسان برخورد کرده و در آتش بسوزند و باقی نیروها مجبور شدند که مفتضحانه فرار کنند.

به گزارش سرویس فرهنگی قزوین خبر ،محمد منتظر قائم تنها شهید واقعه تهاجم آمریکا به ایران در صحرای طبس و بمباران هلی کوپترهای بجا مانده به دستور بنی صدر است. محمد منتظرقائم در سال ۱۳۲۷ هجری شمسی در یک خانواده مذهبی و کم‌بضاعت در شهر فردوس به دنیا آمد. پس از پایان سوم دبستان به یزد نزد اقوام پدری خود رفت و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت. همزمان با قیام ۱۵ خرداد، محمد همراه پدر، در صف مبارزه با طاغوت درآمد و به تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام خمینی پرداخت. او با خلوص خاصی، عکس امام را به شیفتگان می‌رساند و با هم‌کلاسی‌هایش، بی‌پروا به انتقاد از رژیم شاه بحث می‌کرد.

 46581_334

مبارزه انقلابی

محمد بعد از پایان دبیرستان به خدمت سربازی رفت و پس از پایان خدمت در شرکت برق توانیر مشغول به کار شد و همزمان با هدف برانداختن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت اسلامی با تشکیل گروهی به مبارزه پرداخت. در سال ۱۳۵۱ هـ.ش اعضای گروه توسط ساواک شناسایی و محمد نیز همراه آنان دستگیر و زندانی شد؛ او در زندانِ ساواک تحت شکنجه‌های وحشیانه مأموران ساواک قرار گرفت، اما جانانه در مقابل شکنجه‌ها مقاومت می‌کرد و شکنجه‌گران را به ستوه آورد. سرانجام پس از ۱۵ ماه تحمل شکنجه و زندان، درحالی‌که هیچ اعترافی نکرده بود به‌ناچار او را آزاد نمودند. محمد منتظر قائم پس از آزادی از زندان همچنان به مبارزه ادامه داد و به همکاری با سازمان منافقین (سازمان مجاهدین خلق) که آن زمان وجهه خوبی میان مردم داشت، پرداخت؛ اما بعد از انحراف و تغییر ایدئولوژی سازمان، رابطه خود را با آن قطع کرد؛ ولی همچنان به مبارزه علیه رژیم شاه ادامه داد. محمد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، خود را وقف انقلاب نمود و به‌عنوان نخستین فرمانده سپاه پاسداران استان یزد انتخاب شد و مسئول بنیان‌گذاری و تشکیل سپاه یزد و تصفیه کمیته گردید. او سپاه را گسترش داد و با قاطعیت با ضدانقلاب به مبارزه برخاست.

گروگان گیری دیپلمات های جاسوس آمریکایی و اشغال سفارت آمریکا

تصرف سفارت آمریکا (به انگلیسی: Iran hostage crisis) یا بحران گروگانگیری در ایران (در متون رسانه‌ای دولتی ایران «تسخیر لانه ی جاسوسی») به دوران ۴۴۴ روزه‌ای از تخاصم میان دولت آمریکا و ایران گفته می‌شود که با حمله‌ی تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام و تصرف سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن ۶۶ دیپلمات آمریکایی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (برابر با ۴ نوامبر ۱۹۷۹) آغاز گردید و در ۳۰ دی ۱۳۵۹ (برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱) با پذیرش قرارداد الجزایر از سوی دولت‌های ایران و آمریکا و آزادی گروگانها پایان یافت. در جریان اشغال سفارت، کارمندان سفارت تلاش کردند مدارک و اطلاعات محرمانه را از بین ببرند، اما ایرانیان توانستند بخشی از آن اطلاعات را بازیافت کنند و حدود ۷۰ سند محرمانه توسط ایران منتشر شد. بسیاری از آن اسناد مربوط به فعالیت‌های مخفیانه سیا در ایران می‌شد. دولت آمریکا پس از به گروگان گرفته شدن جاسوسان دیپلمات! مجموعه‌ای از تلاش‌ها را به کار گرفت تا بتواند مشکل پیش آمده را به نحوی حل نماید که ارتباطش با دولت ایران قطع نشود و بتواند در آینده سیاسی ایران موثر افتد. آنها برنامه‌های مختلفی را اجرا کردند. از رایزنی با سازمان تروریستی مجاهدین خلق گرفته تا هماهنگی با تمام نیروهایی که قابلیت ایجاد اغتشاش یا دزدیدن انقلاب در ایران را داشتند. اما در نهایت همه برنامه‌ها شکست خورد و گزینه نظامی و دخالت مستقیم در دستور دولت آمریکا قرار گرفت.

1111

نحوه انجام عملیات در صحرای طبس

پیروزی انقلاب اسلامی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، غربی‌ها و شرقی‌ها(بلوک لیبرالیسم و کمونیسم) را سرخورده کرده بود. به خصوص که آنها تصور نمی‌کردند اسلام بتواند در قرن بیستم مبنایی برای حکومت در خاورمیانه‌ای باشد که به دست آنها اداره می‌شد. بحران پیش آمده دولت آمریکا را بر آن داشت تا با اجرای عملیات بزرگی با نام دلتا، گروگان های خود را آزاد کنند و در عین حال به عمر کوتاه انقلاب اسلامی و جریان شکل گیری تمدن نوین اسلامی پایان دهد. عملیات دلتا برنامه‌ای بود که در بعد بین‌المللی با هماهنگی کشورهای مصر، عربستان سعودی، دول حاشیه‌ای خلیج فارس با فرماندهی و محوریت ایالات متحده آمریکا طراحی شد. عملیات در کشور مصر آغاز شد، تمرین نظامی آنجا صورت گرفت و از کشورهای جنوبی خلیج فارس عملیاتی گردید. همچنین در بعد داخلی هم سازمان مجاهدین خلق و دفتر ریاست جمهوری و شخص رئیس‌جمهور(سید ابوالحسن بنی‌صدر) در جریان عملیات قرار داشتند و با افسران باقیمانده طاغوتی در ارتش و به خصوص نیروی هوایی هم هماهنگ شده بود تا همزمان با ورود آمریکایی‌ها به تهران و آزادی گروگان‌ها کودتای داخلی با محوریت رئیس‌جمهور، سازمان منافقین و فرماندهان تصفیه نشده ارتش و پشتیبانی آمریکایی‌ها انقلاب اسلامی را ساقط نماید و امام خمینی(ره) هم کشته شود.

 تصمیم شوم

 شیطان بزرگ در پنجم اردیبهشت سال 1359، با تعدادی هواپیمای نظامی و بالگرد، حمله خویش را به ایران آغاز کرد. این هواپیماها و بالگردها که حامل موتور سیکلت ها و جیپ های نظامی و نارنجک و توپ و مسلسل بودند، در صحرای طبس فرود آمدند تا از آن مکان، عملیات آزادسازی گروگان ها را آغاز کنند. آنها قصد داشتند ابتدا با سلاح های شیمیایی، پاسداران جاسوس‌خانه را از پای درآورند و زمینه ورود بالگردها را به آنجا آماده سازند، و سپس کماندوها به طور ضربتی گروگان ها را آزاد کنند و به داخل بالگرد منتقل ساخته، بعد راهی پایگاهی شوند که هواپیماهای حمل و نقل سی ـ 130 در آن مستقر بودند. کماندوهای آمریکا برای اجرای بهتر این عملیات، از مدت ها قبل به منطقه آریزونا اعزام شده و در شرایط سخت آنجا که شبیه به شرایط طبس بود، تمرین های لازم را انجام داده بودند تا به محض ورود به طبس، آمادگی لازم را برای اجرای طرح داشته باشند.

 تجهیزات لازم

 آمریکایی ها در چهارم نوامبر 1979، گروه ویژه 132 نفره را به نام دلتا فورس برای حمله به ایران و آزادسازی گروگان ها تشکیل دادند و نام عملیات را پنجه عقاب نهادند. بیشتر مسئولان دولت وقت آمریکا در این کار شرکت داشتند و هر کس اطلاعاتی در مورد ایران داشت در اختیار گروه دلتا قرار می‌داد. دوازده فروند هواپیما در صحرایی در سیصد مایلی جنوب شرقی تهران به زمین نشستند. در این صحرا، هشت بالگرد برای بردن افراد به تهران در نظر گرفته شده بود. در محل پیاده شدن گروه دلتا، شش کامیون، این گروه را به سفارت آمریکا در تهران می بردند. قرار بود پس از پایان عملیات، بالگردها، افراد گروه دلتا و گروگان های آزاد شده را به منظریه برسانند و از آنجا با هواپیماهای سی ـ 130 از ایران خارج کنند.

 

انقلاب الهی

 واقعه طبس، ضمن فراهم آوردن زمینه اتحاد و یکپارچگی بیشتر نیروهای انقلابی ایران، باعث روشن شدن ماهیت الهی انقلاب اسلامی برای جهانیان شد. در حقیقت، خداوند متعال با توفان شن، پرده دیگری از چهره زشت حاکمان واشنگتن برداشت و تجاوز آشکار و مغایر با قوانین و موازین بین المللی آنان را به نمایش گذاشت. توفان شن باعث شد تا زاویه دید آنها کور شود و بالگردها حین سوخت گیری به هواپیمای سوخت رسان برخورد کرده و در آتش بسوزند و باقی نیروها مجبور شدند که مفتضحانه فرار کنند.

 

خون شهید موجب رسوایی دوستان آمریکا

تلفن محرمانه ریاست‌جمهوری در کاخ سفید به صدا درآمد. منشی مخصوص رئیس جمهور گوشی را برداشت و با اضطراب به اتاق رئیس‌جمهور وصل کرد. مکالمه فرد ناشناس ۲۰ دقیقه طول کشید؛ پس از پایان مکالمه، رئیس‌جمهور به‌سرعت از منشی خواست تا یادداشتی را که در پاکت قرار داده‌شده به ستاد کل بفرستد. پس از فرار آمریکایی‌ها از ایران، کاخ سفید اعلامیه‌ای به این شرح منتشر کرد: «ایالات‌متحده آمریکا در عملیاتی در صحرای طبس جهت آزادی گروگان‌های اسیر در ایران با شکست روبه‌رو شد و اسناد سری و مهمی در درون بالگردها به‌جای مانده است». نیم ساعت بیشتر از خبر رادیو آمریکا مبنی بر وجود اسناد در هلیکوپترها نگذشته بود که صحرای طبس به بهانه وجود مین و کماندوی خیالی بمباران می شود. این اقدام کاملا بر خلاف اصول نظامی و همه موازین منطقی بود. گذشته از اسناد، هلیکوپترهایی از بین رفت که هر کدام چند میلیون دلار ارزش داشت و اسناد سری و مهم باقی‌مانده در آتش سوختند و محمد منتظر قائم ــ فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد ــ که در منطقه از اسناد و بالگردها محافظت می‌کرد، به شهادت رسید. محمد منتظر قائم اولین مقام مسئول و امنیتی بود که در محل حادثه حاضر شد تا با انجام اقدامات امنیتی بتواند مدارک موجود را از هماهنگی‌ها و خیانت‌های داخلی به دست آورد.

رئیس جمهور بنی صدر در مصاحبه تلویزیونی پنجشنبه 26/2/59 خیلی عادی با این " فاجعه " برخورد کرد و با رد وجود هرگونه توطئه ، پس از بیست روز تنها به این جمله اکتفا کرد که "مسأله در حال پی‌گیری است"! پس از بمباران هلی‌کوپترهای آمریکایی‌ها، که اسناد و مدارک مهمی مربوط به ادامه‌ی طرح و برنامه‌های آنها پس از انجام دادن مرحله‌ی اول عملیات در آنها بود ، بنی صدر علت این اقدام را از بین بردن فرصت دوباره، برای استفاده‌ی آمریکایی‌ها از این هلی‌کوپترها اعلام کرد؛ در حالی که اگر چنین احتمالی وجود داشت، باز کردن وسایل و قطعات حساس پروازی کافی بود تا آنها را از کار بیندازد. علاوه بر این اضافه شدن پنج فروند از مدرن‌ترین هلی‌کوپترهای جهان به نیروی هوایی ایران می‌توانست غنیمت جنگی بسیار خوبی باشد که با این اقدام خائنانه‌ی بنی‌صدر تحقق نیافت.
 

شهید محمد منتظرقائم در کلام مقام معظم رهبری

ما به وجود چنین عناصر بزرگ و عزیز, چنین روح های فداکار و گستاخ و دلهای آشنا با خدا افتخار می‌کنیم.

برای اینکه باز هم بیشتر نسبت به خون جوشیده این شهید عزیز «محمد منتظرقائم» عرض ارادتی به‌سهم خودم کرده باشم, این جمله و این نکته را عرض کنم که شهادت این برادر در آن کویر سوزنده‌ای که مدفن کفار نظامی دشمن ما شد, یک معنای این مفهوم سمبلیک می‌تواند این باشد که ما جز به‌بهای خون و جز با سرمایه شهادت و جانبازی امکان ندارد که بتوانیم جهازات صنعتی مخوف که بیشتر تلاش و کوشش را متأسفانه برای ایجاد ابزار تخریب به کار برده تا ابزار سازنده, مقاومت کنیم در همان میدانی که متجاوزان و دزدان آمریکایی در زیر تلی از خاکستر مدفون می‌شوند برادر شهید عزیز ما, محمد منتظرقائم خونش ریخته می‌شود و نمودی از شجاعت می‌شود. در آن لحظاتی که همه خیال می‌کنند در داخل هلی‌کوپترها آیا چه هست و آیا چه سیستم‌های پیچیده‌ای و تله‌هایی احیاناً وجود دارد, این با ایمانش یا عزمش یا یقین و تصمیم راسخش این گستاخی را به خود می‌دهد که پرده رعب و ترس را بدرد و به داخل هلی‌کوپتر می‌رود تا آنجا را ببیند و احیاناً اگر چیزهایی هست که بیرون آورد که شاید اگر وسیله‌ای و موجبی هم برای انفجار هست, خنثی کند و این به‌بهای جانش تمام می‌شود و شهید می‌شود. ما به وجود چنین عناصر بزرگ و عزیز, چنین روحهای فداکار و گستاخ و دلهای آشنا با خدا افتخار می‌کنیم و این جمله‌ای است که امام فرمودند من افتخار می‌کنم به داشتن چنین جوان‌هایی و یقیناً برای یک ملت و یک انقلاب و برای خانواده‌های شهیدپرور مایه افتخار است چنین عناصری و خوشبختانه یک چنین نسلی در این انقلاب پا گرفته است.

ارسال نظرات

آخرین اخبار