حدیثه پیله چی

کدخبر: 478

پیکر بی‎سر شهیدی به میهن بازگشت که عراقی‎ها از او هراس داشتند و حتی برای سرش جایزه تعیین کرده بودند.

سرویس دفاع مقدس قزوین خبر؛
همیشه از پس تاریکی های زمانه می آیند وجود باوجود روشنگرانی که مثل ستاره بدرخشند و راه را روشن و هویدا کنند. 
مردانی نه ازجنس طلا نه ازجنس الماس نه...
بلکه ازجنسی بالاتر...
جنسی که برای زمین و خاک نیست...
آن وجود های باوجود ...
آن روشنگران بی کران آسمان تیره ...
جنسی از زمینیان ندارند آنها از جنس انسان هستند از جنس یاران پسر انسان، که روزی خواهد آمد، از جنس آفتاب اند و ماه .
مردانی جان برکف که صدای سکوت درون خود را بلند شنیدند و این صدا را سرکوب نکردند، این غیرت را این شهامت را این صداقت و شجاعت را...
تاریخ فریاد میزند این سکوت را، این مردانگی را، او ستاره ای بود در آسمان تیره خفقان، نوری بود در راه آزادگی، صدایش میزدند عبدالحسین، نامش برازنده اش بود، علاقه عجیبی به مادر پهلو شکستمان داشت و دائم الذکرش بود. انگار مادرش است انگار عباسِ زهراست! که چون عباس میفهمید ولایت را؛ میفهمید صداقت و شجاعت را...
پرستوی عاشقی بود، معصوم نبود اما میخواست از هر رجسی دور باشد و خواست که از جنس زمینیان نباشد و طبق وعده ی خدا یهدی من یشاء...
خداهم خواست که از جنس آفتاب باشد و نور....
شهید عبدالحسین برونسی پس از سالها شکست دشمنانش که نفس اماره  و شیطان و دوستان و بردگان شیطان بودند در عملیات بدر و در روز بیست و سوم اسفند ماه سال 63 شهد شیرین شهادت را نوشید و با آرامش به سوی حق شتافت.
 
                   
                                                                      روحش قرین رحمت پرودگار

 

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار