صدف رئیس دانا

کدخبر: 394

من یک جوان ایرانی هستم با نیاز ها و خواسته های روز با نگاهی نو متاثر از پیشرفت زمان اما وابسته با ارزش های ملی و مذهبی!

به گزارش سرویس هنری قزوین خبر؛ به شخصه از کودکی تجربه ی تماشای تئاتر و رفتن به سالن های نمایش را با دیدن نمایش های عروسکی آغاز کردم.تمایل دارم به سالن های تئاتر برم اما نمی روم! چرا؟ من دلایل منطقی ام را مطرح می کنم و قضاوت با شما!

عرضم را با اشاره ای به گذشته  آغاز می کنم. اولین کار بزرگسال و تراژیکی که دیدم دوازده سال پیش بود . اسمش یادم نیست اما موضوع نمایش ظلم پذیری و بردگی جنسی زنان غرب در گذشته های دور بود، که البته به روش ادبیات نمایشی غربی بر روی صحنه رفته بود.بعد از آن هم بارها برای  دیدن نمایش های زنده به سالن های متعددی رفتم، اما متاسفانه هر دفعه بیشتر فهمیدم که با این نوع از نمایش ارتباط برقرار نمی کنم.

بحث ما اینست که اگر تئاتر مختص و ویژه ی افرادیست که مسلط بر ادبیات نمایشی تخصصی هستند، پس چرا از مخاطب عام انتظار حمایت داریم؟

آیا فرهنگ سازی بدون توجه به این همه امکان پذیر است؟

mohsen-18

بنده به عنوان یک شخص علاقه مند به تماشای اجرای زنده در سالن های تئاتر محکوم هستم که اکثر از بین دو گزینه ی موجودیک انتخاب داشته باشم!

یا باید تماشاگر ادبیات نا آشنا و دوری باشم، که اکثرا از پیِس های غربی نشات میگیرند و یا باید به دیدن نمایش های طنز سخیف به سبک فیلم فارسی دل خوش کرد! در مورد نوع اول به شما مژده میدهم که غالبا شاهد این موارد خواهید بود:

فضای تاریک و نا آشنا که بعضا بدلیل کمبود امکانات دارای دکور و نور پردازی ابتدایی و غیرملموسی هستند،بازیگرانی با شخصیت های غیر ایرانی با نام های غیر ایرانی و لباس های غیر ایرانی و نا متعارف که اغلب راوی حکایات دهه ی 50_70 میلیادی غرب هستند.

IMAGE635066344053724606

دیالوگ ها و اسم هایی که پس از نمایش قول میدهم عموم تماشاگران یادشان هم نمیماند که چه بود و چه شد!

در مورد گزینه ی دوم هم که شما 100% شاهد طنز های سخیف و سطحی و بی پایه ای خواهد بود با چاشنی شوخی های رکیک، عنوان این نمایش ها اکثرا گویای همه چیز است.

عمده ی این نمایش های به سبک فیلم فارسی بدنبال ازدواج های چیپ شخصیت های لومپنی خود است، تا مگر به بهانه ی آن مخاطب را به یک مراسم عروسی سوری دعوت کرده باشد.درآخر تمام این نمایش ها، شما شاهد سورو سات عروسی هستید که طب موسیقی شاد و غلیظ را بدنبال دارد و همه ی حضار بجای انبساط روح و بالا رفتن سطح بینش با دست و سوت و بزن و بکوب بازیگران را به پشت صحنه بدرقه می کنند! در این شرایط است که پیر و جوان رقصان و شادان همرنگ جماعت میشوند و نقش خود را به عنوان مهمان ها و مدعوین یک عروسی به خوبی بازی میکند و در واقع کارکتر اصلی این نمایش ها و گرداننده و جلو برنده ی داستان های سطح پایین خود مخاطب است با دست و جیغ!!

این نمایش ها اصولا نمایشنامه ی منسجم و بدرد بخوری ندارند و من اسمشان را میگذارم کنسرت های سطح پایین و درجه ی چندم!چه می شود نیاز من وقتی که به دنبال نمایش های از جنس فرهنگم می باشم و نمی یابم؟ مگر ادبیات و تاریخ مملکت من خالی از نقاط جذاب و مطلوب هستند که

بایداین عطش و تحمیل هنر غربی را پذیرا باشم؟

IMAGE634310472378876250

چقدر باید منتظر ماند تا نمایش های مناسبتی مذهبی به روی صحنه بروند در حالیکه بسیار مهجور و  محدودند؟

سخن آخر ؛

اینکه اکثر نمایش های ما برگرفته از ادبیات نمایشی غرب باشد، به مرور زمان سالن های تئاتر را مهجور کرده و آرام آرم شاهد جدایی ذهنی مخاطب عام با تئاتر خواهیم بود.آن زمان است که تئاتر میماند و سالن های کم استقبالش که مخاطب های محدود و روتین خود از جنس کارشناسان ادبیات و نمایش و تعداد کمی از روشن فکرانماهای مدعی!

بدیهی است چنین سرنوشت نه چندان خوبی باعث می شود، اصالت اجرا که از اجرای زنده بر روی صحنه نشات می گیرد رو به زوال گذارد. در آن روز دیگر گله و شکایت هیچ صاحب نظری مبنی بر ظهور بیش از پیش نا بازیگران و کارهای ضعیف سینمایی مفید واقع نخواهد شد!

 


انتهای پیام/

  • نرگس یگانه 2 0 پاسخ

    عالی بود

  • حمید 1 0 پاسخ

    به عنوان یک هنرجو برایم جالب بود البته فکر میکنم بعضی نمایشنامه های خارجی واقعن آموزنده است به شرطی که کارگردان خوبی آن را بروی صحنه ببرد

ارسال نظرات

آخرین اخبار