ندا حبیبی

کدخبر: 327

هماهنگی میان فرهنگ یک جامعه و استفاده از اصول فیلمسازی در ساخت یک فیلم اجتماعی بسیار حایز اهمیت است.

سرویس هنری قزوین خبر؛

مثلث عشقی به سوژه ی همیشگی فیلمسازان ایرانیتبدیل شده است ؛ که با بالا و پایین کردن فیلمنامه های جدید، سعی در بروز کردن این موضوع کلیشه ای دارند.

علیرضا رئیسان؛ کارگردان با تجریه ی سینمای ایران که  از معروفترین آثار او می توان به « بانوی اردیبهشت»، «ریحانه» و «گزارش یک قتل»اشاره کرد؛ اینبار موضوع خیانت را در قالب «دوران عاشقی» به سی و سومین جشنواره فیلم فجر، معرفی می کند.

 

136448

نام فیلم؛ نکته ی قابل توجه ای است، که بیننده را به تماشای یک عاشقانه ی ساده، دعوت می کند.امابه محض  ورود به موضوع اصلی فیلم دچار سردرگمی  شده و  به دنبال سر نخ اصلی داستان،با شخصیتها همراه می شود. این نوع  تناقض بین موضوع اصلی داستان  و نام می تواند،  یک شروع جستجوگرایانه را به مخاطب تقدیم کند و یک تنش اساسی بین او و شخصیت های داستان بوجود بیاورد؛ اما  نمی تواند در همه ی موضوعات اجتماعی علی الخصوص، موضوعات حساس خانوادگی موثر واقع شود.

14-9-2-12731409640807624_DSC_9938

نقد:

موضوع خیانت به عنوان یک بد جهانی، حتی در دنیای مدرن غربی مطرح است و واگذاری تصمیم گیری نهایی به مخاطب در این فیلم، بنیان اجتماعی خانواده را تحت تاثیرقرار می دهد.

انتقال حس تردید به مخاطب در جاییکه یک زوج جوان مدرن به نامهای، بیتا و حمید در بوته ی آزمایش قرار می گیرند و در ادامه ی زندگی مشترک خود دچارشک هستند؛ یک نوع پایان باز محسوب شده و در اصول فیلمسازی خانواده، یک ریسک اساسی، می باشد.

این نوع نگاه به مقوله ی عشق، تفکر جامعه ی ایرانی  را دچار تردیدکرده و  به نوعی  به عادی سازی روابط خارج از ازدواج کمک  کرده و با معیارهای جامعه ی ایرانی در تناقض کامل می باشد. این ادعا  در جایی پر رنگترمی شود؛ که بیتا  به عنوان یک  عنصر فعال در امور زنان، بر سر دوراهی قرار می گیرد و مجبور به انتخاب زندگی شخصی و یا اعتقادات خود می شود.

شعارهنر باید در خدمت هنر باشد یک نوع آزادی بی جهت  هنرمند برای بیان عقاید بی پایه و اساس خود می باشد، که در این فیلم  توجه بیش از ااندازه به پایان باز، به عنوان اصول ویژه ی هنری و سلیقه ی کار گردان،  ضربه ی محکمی را به ساختار مفهمومی فیلم  زده است.

شاید این  نوع پایان باز، برای سوژه های  عادی تر که با بنیان خانواده سرکار ندارد، بسیار موثر و جذاب بوده، اما سردرگمی در جاییکه مخاطب به دنبال یک همزاد پنداری و راه حل برای مشکل روز جامعه ی خود می باشد؛ یک خطر همگانی محسوب می شود و استفاده از این اصول هنری، تبعات منفی را در جامعه به دنبال خواهد داشت.

در این فیلم تنها میترا، به عنوان شخصیت محوری داستان تصمیم  قطعی را برای ادامه زندگی می گیرد و مخاطب را از سر در گمی نجات می دهد، اما از لحاظ محتوایی و جامعه شناختی، این تصمیم کمکی به دغدغه ی مخاطب نمی کند؛  بلکه حذف بیجای او از متن  اتفاقات، به گونه ای ناجوانمردانه به حساب می آید،  که منجر به سقوط فکری مخاطب، می شود .در جاییکه خیانت به عنوان یک عمل دو طرفه محسوب شده؛ مظلوم نمایی این کاراکتر، نه تنها منجر به باز شدن گره داستان نمی شود؛ بلکه درگیری اصلی مخاطب برای نتیجه گیری ازعمل دو طرف از بین می برد.

موضوعی که باید مخاطب را درگیر کند و به یک نتیجه قطعی برساند، موضوع رابطه ی زن و شوهری است که در آستانه فرو پاشی قرار دارد. تصمیم نهایی بیتا برای ادامه زندگی  با حمید، گره ی اصلی فیلمنامه می باشد، که با توجه به محتوای فیلم، نمی توان به عهده ی خود مخاطب قرار داد و باید به یک نتیجه گیری قطعی همراه با تامل به مخاطب،  تزریق شود. اگر کارگردان به دنبال یک علاقه ی شخصی  در به کار بردن یک اصول هنری مانند (پایان باز) می باشد ، باید این علاقه در موضوعات عادی تر استفاده کند، که در این فیلم تصمیم میترا  میتوانست به عنوان پایانی باز به عهده خود مخاطب گذاشته شود.

14-9-2-126301409640809808_DSC_0272

نتیجه گیری :

در نهایت، اصول فیلمسازی  غربی در جامعه ی سنتی و اسلامی ایران با اما و اگر هایی  همراه است و استفاده بیجا از این اصول  در هر موضوعی نمی تواند،  مطابق با معیار های جامعه هدف باشد. 

  • فاطمه دروگر 0 0 پاسخ

    واقعا مثلث عشقی خیلی کلیشه ای شده ، غیر از اون با فرهنگ ما مطابقت نداره. فیلم سازی با این موضوع جز عادی کردن این روابط و بی حیایی، ثمره ای نداره. ممنون از نقد خوبتون.

  • مبين ربيعي 0 0 پاسخ

    بدبختي از جايي شروع ميشه كه هم از سنت و اصالت ايراني و تاريخ٣٧٥٨٤٨٩٩٥٤٤٤٨٠٠٨٧ ساله حرف ميزنن و از ارزش ها در ذات ايراني صحبت ميكنن و به با ارزش بودن خانواده و زن در ايران قبل از اسلام استناد ميكنن و حرفاي عوام فريب قشنگ قشنگ ميزنن هم شدن برده ي لايف استايل غربي و منتظرن اونا دست بكنن تو دماغشون تا اينا اينور مثل ميمون تقليد كنن.و واي بر وزارت ارشادي كه پخمه ترين نهاد در زمان همه دولت ها بوده و از ترس اينكه از هم كم نيارن گندايي زدن كه درست شدني نيست. 

  • ff 0 0 پاسخ

    به قول یکی از بزرگان، ماکم کم داریم عادت می کنیم به اینکه نیمی از اصولمان را از سنت برداریم و نیمی دیگر را از مدرنیته و چون اکثر این دو نیمه با یکدیگر تطابق ندارد ما مدام دچار سردر گمی هستیم، باور کنید اگر سرتا پا غربی شوید و یا سر تا پا اسلامی شوید لا اقل تکلیفتان با خودتان مشخص می شود، با این تعاریفی که شما کردید این هم یک فیلم دیگریست که به ما در سردرگم شدن بیشترکمک می کند.

ارسال نظرات

آخرین اخبار