کدخبر: 1199

این بیشتر وجدان آدم را به درد می آورد که علی رغم پیگیری های اهل محل با چندتن از کارشناسان حوزه علمیه و مرکز پاسخگویی انگار کسی پاسخگو نیست

به گزارش سرویس مذهبی قزوین خبر؛

ساعت تقریبا حوالی غروب آفتاب بود و سایه ی خورشید کم کم از روی دیوار در حال برچیده شدن...در دریای دل ، طوفانی به پا شده بود و بی قراری بر تمام وجود حاکم...انگار وعده ی دیدار نزدیک بود تا اینکه صدای خوش مرحوم موذن زاده ی اردبیلی از ماذنه شنیده شد و گویی ملائک اذن دخول دادند...

همه ی شرایط برای یک دیدار مهیا بود و ادب حضور در عالم کبریایی اش حکم می کرد که موزه از پای درآوریم و سر بر قطعه بهشتی بگذاریم که ما از جنس آن هستیم...

در بدو ورود به محل قرار، دیدن جمعیت اندک و پراکندگی افراد؛ قوای راه رفتن از آدم را می گرفت و کار به 2 راهی شک و تردید رفتن یا ماندن می رسید، صدای لرزان پیرزنی که قرآن می خواست و کودکی که به دنبال مادرش بود باعث شد که کلا متوجه صدای اذان و اقامه نشوم و من مبهوت از آنچه رخ داده است فقط نظاره گر باشم.

موذن قد قامت الصلاه را می گوید و انگار قصد جدی بر این است که به همین شکل نماز اقامه شود.سری می چرخانم تا قدیمی های محل را ببینم ولی انگار خبری نیست، با ذهنی پر از سئوال؛  الله اکبر را می گویم و به پیش نماز حاضر نماز را اقامه می کنم.

مدام مثل پرده ی سینما صحنه های ماه قبل و فصل قبل و حتی سالهای قبل در جلوی چشمانم به نمایش در می آیند؛ تا به خودم می آیم می‌بینم که پیش نماز مسجد میگوید "السلام علیکم و رحمه الله برکاته "

اولین سئوالی که بعد از نماز ناخودآگاه از دهانم به بیرون پرتاب می‌شود این است که جرا اینقدر قبله تغییر کرده است، چرا 90 درجه چرخش، چرا رو به سرویس بهداشتی و چرا خبری از بزرگترهای محل نیست و هزاران چرای دیگر...

خانم محمد زاده همسایه ی قدیم مان، مرا دعوت به آرامش و صبوری می کند و شروع به گفتن ماجرا. میگفت همه چیز از 25 تیرماه شروع شد، دقیقا روزی که اعلام کردند با یک شاخص عمودی و سایه ی آن در زیر آفتاب می‌توان جهت قبله را به وضوح دید.

بنا به تصمیم قاطع امام جماعت و چند تن از افراد قبله به این شکلی در آمده که با آن مواجهیم اما  سئوال اینجاست تعیین چنین کار حساسی نیاز به یک کارشناس خبره ندارد؟

در پاسخ به سوالهایم که با چنین جوابی روبرو شدم، همه ی این موارد را توجیهی برای غفلت کارهیئت امنا دانستم و عدم رسیدگی مرکز پاسخگویی به این مشکل..

 یاد دوران نوجوانی خودم افتادم که مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آئینی زنده بود، کسی که برای من اسطوره ی اخلاق و احکام بود، دیدن محراب و تجدید خاطرات و صحبت پای حرف پیرزن کنار دستی که می گفت ما قریب به 60 سالی هست که اینجا نماز می خوانیم، دیدن چنین صحنه ای برای ما خلاف عرف و عادت بود، جوان برای ما هم عجیب است تو که جای خود داری و امروز گذری به اینجا آمده ای  ...

داشتم فکر میکردم با نقشه ای که برخی آقایان کشیدند باید یا تمام نمازهای آن دوران را اعاده کنم یا فاتحه ی آنها را بخوانم یا به دنبال علاج واقعه باشم، شنیده ها بیشتر به جای اینکه راه به جایی ببرند ، گمراه مان می کردند.همهمه ی عجیبی در قسمت زنانه حاکم شد، صدای ضعیفی از مردانه شنیده شد که تغییر قبله به اندازه ی 40 الی 50 درجه ایرادی ندارد... واین  بیشتر وجدان آدم را به درد می آورد که علی رغم پیگیری های اهل محل با چندتن از کارشناسان حوزه علمیه و مرکز پاسخگویی انگار کسی پاسخگو نیست و واقعا باید برای برخی از مسئولین لالای خواند که در خواب هستند...داشتم به فتوای جدید علما در قسمت برادران و اظهارنظرشان فکر می کردم که وقت نماز دوم فرا رسید

با دلی چرکین از شرایط حاکم و برای بهره مندی از ثواب نماز اول وقت اجبارا نماز را اقامه کردم ولی مدام یک بند از کتاب فقه جلوی چشمانم بود که قبله یکی از شرایط برای صحت و قبولی  نماز است، با چندتن از اهل محل صحبتی کردیم قرار شد یک نامه برای امام جمعه بنویسیم و شرح ماوقع بدهیم، پیرزنی که نماز مستحبی اش تمام شد یک جمله گفت: جوان عاقبت بخیر شی اگه کاری از دستت برمیاد دریغ نکن بخدا ثواب داره، از ما و این عصای ما دویدن و پیگیری کردن ساخته نیست..

از این ماجرا سه الی چهار روزی گذشت، روز یکشنبه غروب بود بعد از تمام شدن جلسات هفتگی تفسیر حاج آقای عابدینی در حیاط امامزاده اسماعیل منتظر ایشان ایستادم، زمان اندک بود و حاج آقا عجله برای رفتن داشتن در حد سه الی 4 دقیقه ماجرای قبله ی مسجد حاج سید کاظم را شرح ماوقع دادم.

اندک زمانی فکر کردند و به همراه شان گوشزد کردند که حتما نام و مکان مسجد را در کاغذ جهت رسیدگی یادداشت کنند.این تاکید حاج آقا برای رسیدگی هرچه سریعتر به موضوع انگار مایه ی دلگرمی برای من و خبر خوشی برای اهل محل بود.

با خیال آسوده این هفته گذرم به محل قدیم مان افتاد و یقین داشتم حتما رسیدگی لازم صورت گرفته است اما حالا که 20 روز از این ماجرا می گذرد هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است....

فقط یک سوال دارم ، مگر رسیدگی به این موضوع اینقدر دشوار است ...

 

انتهای پیام/

ارسال نظرات

آخرین اخبار