جابر خرم‌نیا:

کدخبر: 623

هنگامی که «عبدالملک بدرالدین» رهبر جوان حوثی‌ها اعلام کرد زمان مقابله با سعودی‌ها رسیده است، چند عملیات پراکنده در خاک سعودی، تصرف چند پایگاه مرزی سعودی، کشته شدن چندین نظامی و یک شاهزاده سعودی و حتی وقوع درگیری‌های مسلحانه در شهر ریاض که منشأ آن نامعلوم بود، دولت سعودی را به وحشت انداخت تا پس از 27 روز اعلام آتش‌بس کند.

به گزارش سرویس سیاسی قزوین خبر؛ عربستان سعودی، اوایل فروردین‌ماه سال جاری، پس از شکست کامل دولت مستعفی «عبدربه منصور هادی» در یمن و از بین رفتن نقشه‌ی اولیه‌ی آن‌ها در دوپاره کردن کشور یمن با مطرح کردن پایتختی شهر «عدن» در برابر «صنعا»، به ناگاه با تشکیل ائتلافی در بین کشورهای خرد و کوچک عربی تحت عنوان ائتلاف بین‌المللی، جنگنده‌های خود را به‌سوی یمن اعزام کرد تا شهرهای این کشور را بمباران کنند و این آغاز عملیاتی بود که آن‌ها آن را «طوفان قاطع» نام‌گذاری کرده بودند.

 

کودک کشی صهیونیسم سعودی!

زمانی که کشورهای «امارات متحده عربی»، «قطر»، «بحرین»، «اردن»، «کویت»، «مصر» و «عربستان سعودی» با محوریت نیروی هوایی سعودی آسمان یمن را شکافتند و شهرهای یمن را بمباران کردند، اولین نقشه‌ی راه آن‌ها در کلام سران این کشورها این بود که بتوانند انقلاب مردم یمن را عقیم نموده و دوباره عبدربه منصور هادی را به‌عنوان رئیس‌جمهور به قدرت بازگردانند؛ آنها همچنین اعلام کردند که قصد دارند قدرت نظامی حوثی‌ها در شمال یمن را از بین برده و به قدرت و نفوذ سیاسی-نظامی آن‌ها در یمن پایان دهند. اما این عملیات با ورود ناوگان جنگی ائتلاف به آب‌های یمن شکلی به خود گرفت که نشان‌دهنده‌ی حمایت آن‌ها از تروریست‌های القاعده در جنوب یمن بود که با انقلابیون در حال ستیز بودند. عربستان به القاعده سلاح و مهمات می‌رساند و همچنین از طریق هوا و دریا مجاهدان و ارتش یمن را که درگیر مبارزه با القاعده بودند سرکوب می‌کرد. همچنین در شهرهای مختلف یمن هم زیرساخت‌ها، تأسیسات و حتی خانه‌های مردم یمن زیر بمباران هواپیماهای جنگی سعودی قرار داشتند. بر اساس آمارهای رسمی از وزارت بهداشت یمن، در این جنگ بیش از 3000 نفر از مردم عادی یمن کشته شدند که حدود 150 تن از آن‌ها کودکان بودند. اما سازمان ملل اعلام کرد که تنها بیش از 900 نفر در یمن کشته‌شده‌اند. با این همه نگاه به نوع بمباران کور مناطق شهری توسط سعودی‌ها این را ثابت می‌کند که عربستان بیش از سه هزار نفر از مردم عادی یمن را کشته و چندین هزار نفر را هم زخمی نموده است.

به کجا رسیدند؟

طوفان قاطع موردحمایت وهابیان، اعراب ناسیونالیسم کشور سعودی، علمای وهابیت بخصوص خاندان آل شیخ و گروه‌های تکفیری بود. اما چیزی که واضح بود، آغازگران جنگ عده‌ای از جوانان خام و بی‌تجربه خاندان حاکم عربستان بودند. جوانانی که به تبع جانشینِ ولیعهدیِ «محمد بن نایف بن عبدالعزیز»، برای روزهای قدرت نسل دوم شاهزادگان سعودی نقشه‌ها کشیده‌اند و دست‌پرورده تفکرات جاهلی وهابیان هستند. این آغازگران جنگ، با فراموش کردن موقعیت یمن و جمعیت انقلابی میلیونی آن و اراده مجاهدانه‌ی مردم یمن که به‌خودی‌خود سدی سدید در برابر نقشه‌های شوم خارجی است و نیز با فراموش کردن جایگاه شیعیان حوثی در شمال یمن که اکنون بیش از 900 سال است در آن منطقه دست بالای نفوذ و قدرت را در اختیاردارند به یمن حمله کردند. سرنوشت این جنگ همان‌گونه که رهبر انقلاب اسلامی فرمودند از پیش معلوم بود: 1. احتمال پیروزی سعودی‌ها زیر صفر است و 2. بینی آن‌ها در این جنگ به خاک مالیده خواهد شد. آرام‌آرام دولت سعودی پس از بیست روز به این نتیجه رسید که این حملات هوایی هیچ کمکی به آن‌ها نکرده است، بلکه بر دشمنی مردم یمن با آل سعود افزوده و محبوبیت حوثی‌ها در یمن را افزایش داده است. همچنین آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که وقوع جنگ زمینی به معنی شکست عربستان و یا فرورفتن این دولت در باتلاقی عمیق خواهد بود. هنگامی که «عبدالملک بدرالدین» رهبر جوان حوثی‌ها اعلام کرد زمان مقابله با سعودی‌ها رسیده است، چند عملیات پراکنده در خاک سعودی، تصرف چند پایگاه مرزی سعودی، کشته شدن چندین نظامی و یک شاهزاده سعودی و حتی وقوع درگیری‌های مسلحانه در شهر ریاض که منشأ آن نامعلوم بود، دولت سعودی را به وحشت انداخت تا پس از 27 روز اعلام آتش‌بس کند.

یمنِ امروز

برخلاف بیانیه آل سعود که تلاش کرد نشان دهد که عملیات توفان قاطع موفقیت‌آمیز بوده، باید گفت که حوثی‌ها همچنان قدرت اول نظامی و سیاسی در شمال یمن هستند و بارزترین جبهه سیاسی در کل کشور یمن و انقلاب این کشور محسوب می‌شوند. توان نظامی و چریکی انصار الله یمن، نه‌تنها از بین نرفته، حتی تضعیف هم نشده و نیروهای انصار الله در چندین درگیری زمینی نشان دادند که می‌توانند ارتش سعودی را متزلزل کنند. همچنین هرگز هیچ گزارشی مبنی بر از بین رفتن توان تسلیحاتی سنگین انصار الله بخصوص موشک‌هایی که گفته می‌شود این گروه در اختیار دارد گزارش نشده است. دولت عربستان بازگرداندن دولت منصور هادی به قدرت را بازگرداندن امید به یمن می‌داند، اما پرواضح است که منصور هادی دیگر نمی‌تواند در آینده سیاسی یمن حضورداشته باشد، در واقع تنها درصورتی منصورهادی می‌تواند به قدرت بازگردد که نه انصارالله وجودخارجی داشته باشد و نه حوثی‌ها در یمن باشند و نه مردم یمن دیگر خواستار انقلاب و تغییر در کشورشان باشند، همه‌ی این گزاره‌ها نشان می‌دهد این احتمال کاملاً صفر است. امروز چیزی که یمن با آن مواجه است، بحران بر سر تشکیل یک دولت انقلابی فراگیر است، همچنین باید با تکفیری‌ها و القاعده‌ای مبارزه کند که تهدیدی جدی هستند برای تبدیل کردن یمن به سوریه دوم در منطقه. گرچه عربستان امروز تنها نقطه امید خود برای اجرای نقشه‌هایش در یمن را گروه القاعده می‌داند، اما تسلط آن‌ها بر یمن نه‌تنها تضمین‌کننده بازگشت آرامش و یا قدرت گیری منصور هادی نیست که با حضور انصار الله و مردم انقلابی میلیونی در یمن، وقوع یک جنگ داخلی-تکفیری کاملاً محتمل خواهد بود و این رخدادها در درجه اول دولت پادشاهی سعودی را تهدید خواهد کرد که بزرگ‌ترین همسایه کشور یمن است. درواقع دستگاه پادشاهی سعودی خود هم می‌داند که در ماجرای یمن بینی‌اش به خاک مالیده شده است.

 

انتهای پیام/

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار