محمدمهدی خلیلی

کدخبر: 237

یکی از وعده های انتخاباتی رییس دولت یازدهم توجه به فرهنگ ایرانی و اسلامی بود تا منجر به درخشش سینما، موسیقی و دیگر هنرها بشود

به گمان من آنچه در اين سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادی که به کمک مسئولان و مردم شکوفايی پيدا کند، و فرهنگی که با همّت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملّت ما را معيّن کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را اين قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مديريّت جهادی»                                                 پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب در آغاز سال 93

از سال 78 نامگذاری سال ها به طور رسمی توسط مقام معظم رهبری و با فلسفه جلب توجه مردم به یک ارزش خاص و یا یک دغدغه عمومی آغاز شده است. هرچند که در سال  های قبل از ان نیز می توان کلید واژه هایی را از بیانات ایشان استخراج نمود.

با نگاهی گذرا به این نامگذاری ها درمی یابیم که از سال 82 به بعد، نام های انتخابی مطالبات رهبری و عموم مردم از دولت هاست که براساس اطلاعات و گزارش های دریافتی ایشان حاصل می شود.

وضع تحریم های ناعادلانه علیه کشور و اعتقاد بر اقتصاد مقاومتی بر نام 5 سال اخیر تاثیر گذاشت تا رنگ و بویی از اقتصاد به خود بگیرد.

اما چرا پس از 5 سال و با وجود ثابت ماندن همه آن فشارهای اقتصادی، این بار فرهنگ همنشین اقتصاد می شود آنهم با مدیریتی جهادی؟

با توجه به آنچه پیشتر بعنوان فلسفه این نامگذاری ها گفته شد، می توان فرهنگ را دغدغه فراموش شده این روزهای دولت و مردمی دانست که مشکلات اقتصادی و معیشتی خود را دلیلی بر عدم توجه به فرهنگ می دانند غافل از آنکه فرهنگ بر هر چیزی مقدم است آنچنان که رهبری معظم انقلاب می فرمایند : «بنده نگران مسئله فرهنگ هستم، اساس باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد، امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه می‌کنند با مسائل فرهنگی نمی‌شود شوخی و بی‌ملاحظه گی کرد، همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند اینها هستند که روز خطر سینه سپر می‌کنند».

با این مقدمه نگاهی اجمالی خواهیم داشت به وضعیت فرهنگ در دولت یازدهم، دولتی که با شعارهای رنگارنگ پا به میدان عمل گذاشته بود.

نکته حایز اهمیت پیش از بررسی وضعیت فرهنگی جامعه اینکه، هنر همه فرهنگ نیست و تنها بخش کوچکی از آن محسوب می شود. این فرض اشتباهی است که تا صحبت از فرهنگ به میان می آید دولتی ها گزارش عملکرد خود را در حوزه هنر روی میز قرار می دهند، بی آنکه محتوایی را از دل آن بیرون بکشند یا اینکه بتوان از این هنرها برای تعالی فرهنگ عموم مردم بهره جست.

با این وجود ما نیز در ابتدا سری به فعالیت های جهت دار هنری دولت زده تا ببینیم در این حوزه چه فعالیت هایی صورت گرفته است، باشد که دیگر شاهد چنین ایراداتی نباشیم

مردم ایران به دلیل اعتقادات اسلامی که دارند سیاست را عین دیانت و دیانت را عین سیاست می دانند و کمترین تردیدی نیز در آن ندارند. از این رواست که علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم چهره ای سیاسی با سابقه ی دیپلماتیک است و تا قبل از انتصاب به این سمت هیچکدام از اهالی فرهنگ و هنر از او مصاحبه یا اثری خاص در حوزه ی ادبیات، سینما، موسیقی یا سایر حوزه های فرهنگی هنری ندیده بودند و آنچه روشن است اینکه او چهره ای فرهنگی و هنری بحساب نمی آید.

نظر به پیش روی بودن جشنواره های فجر و توقع هنردوستان از نزدیکی محتوای تولیدات هنری با آرمان های شهدای انقلاب باید گفت که در سه جشنواره مهم هنری برگزار شده توسط دولت یازدهم، نام اشخاصی بعنوان کارشناس، داور و یا یادبود به زبان جاری شده است که سابقه فعالیت های سیاسی شان علیه نظام و ولایت فقیه بیش از ویژگی های فنی شان بوده است. این یعنی به نام انقلاب، با بودجه و امکانات انقلاب و با توهم براندازی انقلاب.

در جشنواره شعر فجر سال گذشته از افرادی تقدیر می شود که سابقه سیاسی و یا حتی دینی آنان نیز بی معنا می شود و تنها از وجه فرهنگی و هنری، این افراد مورد ارزیابی قرار می گیرند.

رویایی را نمی توان در زمره چهره های سرشناس شعر پارسی قرار داد ولیکن چهره دیگر رویایی مخالفت با نظام جمهوری اسلامی است. او اتفاقاً در این زمینه چهره ای شاخص و قوی به حساب می آید. موضع گیری علیه نظام جمهوری اسلامی، مواضع ضد ولایت فقیه و حتی شعری علیه امام خمینی (ره) از جمله نمرات درخشان رویایی در کارنامه ۳۴ سال گذشته وی است.

پاسخ دبیر این جشنواره به این اقدام نیز پرده دیگری از سناریوی فرهنگی دولت است : ما وظیفه داریم افراد را از جنبه هنری شان مورد ارزیابی قرار دهیم و ارزیابی سیاسی را دیگران باید انجام دهند. جدایی دین از سیاست در نگاه اهالی هنر نیز در نوع خود بی نظیر است بدین معنی که شاعران می توانند در امر سیاست دخالت کنند، اما سیاسون حق ورود به ساحت پاک را ندارند. همچنین به نظر می رسد تنها دخالت گروهی از سیاسیون قدغن شده است. مگر نه این است که خود جشنواره شعر فجر دولتی است و این یعنی قامت این جشنواره به کلی سیاسی برافراشته شده است؟

جمله معروف « تنها اهالی هنر باید برای هنر تصمیم بگیرند» ولی اهالی هنر برای همه دنیا تصمیم می گیرند نیز مصداق همین تناقض رفتاری است.

در جشنواره فیلم فجر از بهروز وثوقی و فردین نام برده می شود و آنها را ستون های بازیگری ایران خطاب می کنند. به هر حال چند صدایی است دیگر! احتمالاً نیازی نیست از فیلمفارسی های آقایان وثوقی و فردین و ابتذال فیلم هایشان سخن به میان آوریم.

در جشنواره مطبوعات نیز از «فرج الله صبا» تجلیل شد. صبا نویسنده ای ضد انقلاب، ضد دین و از نویسندگان قبل از انقلابی است. وی قبلاً از انقلاب در مجله زن روز سعی در به ابتذال کشاندن جوانان داشت. اکنون نیز در «بی بی فارسی» مشغول به کار است. جالب است در این جا نیز که روزنامه نگاری مطبوعات به سیاست گره خورده، باز هم وجه سیاسی این فرد نادیده گرفته شده، مورد تجلیل و تقدیر مستقیم رییس جمهور قرار می گیرد.

تنها با نگاهی به همین سه جشنواره و اتفاقات پیش آمده در آن ها می توان نگرانی های پیش آمده برای مقام معظم رهبری را درک کرد.

نگارنده به هیچ عنوان چندصدایی را محکوم نمی کند چه آنکه اگر این سیاست درست و در چارچوب موازین شرع و انقلاب اجرا شود، قطعاً شاهد اتفاقات خوب و ژرفی در امر فرهنگ کشور خواهیم بود. آنچه که نگران کننده است، تفسیر این دولت و نهادهای فرهنگی ذیل آن است.

به جز این سه جشنواره نیز نشانه های بسیاری وجود دارند که «چند صدایی به نفع ضد انقلابیون»، «جدایی هنر و فرهنگ از دین و سیاست» و «دور نگه داشتن افراد انقلابی از ساحت هنر» را به صراحت نشان می دهند. ماجرای برداشته شدن ممیزی کتاب، نگرانی رئیس جمهور و وزیر فرهنگ از تعطیلی نشریاتی که به دین توهین کرده و البته به «چند صدایی» بودن نیز دامن زده اند، اعطای مجوز به کتاب «کلنل» که روایتی دیگرگون از انقلاب بیان می کند و … نمونه هایی هستند که ردپای این جریان خزنده فرهنگی را نمایان می کنند.

تنها تذکر دادن به روزنامه هایی که به مقدسات اسلام و ساحت پیامبراسلام(ص) و اهل بیت توهین می کنند و تیراژشان به یکباره از چند صد نسخه به چند میلیون می رسد و در مقابل بستن روزنامه های منتقدان دولت خصوصاً در بخش سیاست خارجی نیز از دیگر برکات دولت یازدهم می باشد.

فرهنگ چیز دیگری است

اما به نظر نگارنده مقوله فرهنگ، موضوعی بسیار وسیع است و علت مهجور ماندن آن نیز تفسیرهای متعدد، متنوع و گاه متضادی است که مسئولین از آن ارائه می کنند.

فرهنگ شهروندی یکی از کلی ترین موضوعات این مقوله است که بنا به دلایل ذکر شده و تفاسیر مطرح شده مردم را در مقابل یکدیگر قرار داده است.

بعنوان مثال در مقوله حجاب، هریک از طرفین خود را محق می دانند و این ناشی از عدم ارائه، تدوین و اجرای نقشه راهی واحد برای موضوعات فرهنگی است.

و یا موضوع فساد در میان مسئولین که خود از عوامل مهم فرهنگ ستیزی در میام عامه مردم به شمار می رود.

فرهنگ سلامت که پیشگیری را مقدم بر درمان می داند و با نهادینه کردن آن می توان به آینده خود و فرزندانمان امیدوار بود. فرهنگ رانندگی که چندسالی است مراجع تقلید و علما نیز با ورود به آن از طریق احکام شرعی قدری از شدت جرایم کاسته شده است.

و هزاران فرهنگی که بدلیل عدم توجه مسئولین و متعاقب آن عدم اجرای آن توسط مردم باعث ایجاد مشکلات جسمی و روحی مردم شده است.

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار