متینا آسیابان

کدخبر: 160

اگر دل و جان به ولی و امام زمانت نداده باشی هنگامه ی تصمیم گیری و انتخاب حق، نه شب زنده داری ها کمک حالت می شود و نه روزه داری ها...

پنج سال است که شروع دی ماه مقارن با شروع یک هیاهوی سیاسی و مذهبی در دل ملتی است که با غرور، حماسه آفریدند و حضورشان در صحنه، باز هم انگشت حیرت به دهان دشمن گذاشت.

شاید بعضی دیر متوجه شدند و بعضی هم که اصلا متنبه نشدند، اما زمانی که مردم به غبار روبی فتنه رسیدند و حق تا حد زیادی برایشان آشکار شد انصافا مثل همیشه پای ارزش های سیاسی، انقلابی و اسلامی شان ماندند و فریادِ بودن سر دادند که البته تمامیت این ارزش ها یکسان است و یک روح مشترک به نام دیانت دارد.

بعضی هم از اول متوجه حق بودنِ حق بودند اما قلقلک های نفس و گرداب سیاسی بازی ها، مانعی برای بروز حق بود و ای کاش جواب یکی از صدها سوالمان را می دادند که این شلوغ بازی ها و سرو صداها ارزشش را داشت؟

سیاست به قیمت پایمال شدن ارزش ها؟

ارزش هایی که وجود داشت و زمانی ارزش بود یا از همان ابتدای کار هم نفاق بود؟

خدا عالم است.

و خوش خیالی است که تمام این کارناوال های خیابانی و شیپور زدن های رسانه ای را به حساب چهار سال حکوت بگذاریم و اندک بینش سیاسی و بصیرت کافی است تا عمق ماجرا و چاهِ افکنده دشمن را نظاره کنیم.

پشت داستان چهار ساله مردِ دولت بودن، نیرنگ های پررنگ تری جولان می داد که کمی پاک کردن غبار عینکِ حیقت کافی بود تا بدانیم که تصمیم گیری آنقدر ها هم سخت نبود، دشمن نمایان بود.

بعضی از همان ابتدا دانستند، شاید تاریخ خوب می دانستند، شاید بازی سیاست آموخته بودند، در آسیاب زندگی گرد تجربه خورده بودند و شاید هم...متکی به ایمانی بودند که بویی از ولایت پذیری برده بود.

آخر زیاد دیده ایم از ایمان های گرد و خاک گرفته ای که رد و نشانی از امام و ولایت نبردند، مدعی بودند و لاف ها زدند..

از همان ها که کم هم در تاریخ نبودند، همان هایی که 1371 سال پیش آمدند..گریستند...بوسه گاه پیغمبر بر بدن حسین بن علی را بوسیدند...آه کشیدند...حتی دم از دوست داشتن امامشان هم زدند

دست آخر تردیدی که در دلشان موج می زد و ردپایش در چشمانشان قلیان داشت بوی طمع زدگی شان را هلهله کرد و نتیجه اش شانه خالی کردن بود و اینکه " معذورم ! "

و تمام...رفتند.

تاریخ کم ندیده است از محراب نشینان شب زنده داری که عشق هم داشتند و حقیقتا هم علاقه مند به امام زمانشان بودند اما روز عاشورا روی تپه ها ایستادند و نگاه کردند و دستشان درد نکند چه اشک ها هم ریختند...اجرشان با...

همان هایی که لاف محبت می زدند اما تا زمانی که دایره خواستن های مادی و منافعشان تنگ نشده بود، همان هایی که امامشان را در جمعِ با فوایدِ دنیوی تمنا می کردند و اگر دوشادوشی با ولی، فواید را به خط قرمز می کشاند دیگر معذور بودند...

این ها همان منافقینی هستند که خطرشان بسی بیشتر از دشمن رو در روست و یک آن به خودت می آیی که خنجر برنده شان شاهرگ حیاتت را زده است..

امروز هم کم نداریم سطحی نگرانی از جنس لشکر علی (ع) در جنگ صفین که یک روز شمشیر تیز می کردند و روز دیگر با اقامه نماز اول وقت دشمن پایشان سست می شد، می خزیدند گوشه ای و در پچ پچ با نفس به این نتیجه می رسیدند که علی (ع) افراطی ست و نقطه مقابل لشکر کسی جز دوستدار اسلام و مسلمین نیست!

اگر دل و جان به ولی و امام زمانت نداده باشی هنگامه ی تصمیم گیری و انتخاب حق، نه شب زنده داری ها کمک حالت می شود و نه روزه داری ها

علی ( ع) چند مرد جنگی چون عمار یاسر داشت؟

عماری که غبارروب فکری غفلت زده ها بود و در آن سال های دور، دغدغه هایی از جنس فرهنگ در وجودش جریان داشت؟

معیار یکی است چه در زمان پیغمبر اسلام چه زمان علی (ع) و چه امروز.

خط قرمز نجات، پناه گرفتن زیر چتر امام و ولی است و سال 88 بعضی هایی که نه سیاست خوانده بودند نه فلسفه نه تاریخ و نه هیچ وقت حتی رنگ صندلی های دانشگاه را دیده بودند با همین چتر و سایه بان به ساحل نجات رسیدند.

سال 88 آزمون آخرالزمانی بود که عده ای از خواص بی بصیرتِ مدعی، شدیدا تجدید شدند و دریافتیم که ایمان و بینش راهش از مدرک تحصیلی و فلسفه بافی های دانشگاهی جداست و آنچه در لغزشگاه هوس انگیز انتخاب مُحکمت می کند چنگ اندازی به معیار و چراغ هدایت است.

نمی گوییم تمام فلسفه باف ها، تمام مدرک داشته ها بلکه رد شده های قشرِ خواص، آن بی بصیرت هایی بودند که از قضا تا چندی پیش از انتخابات هم عجیب دم از ولایت می زدند اما آن جا که پای منافع و دنیا به میان آمد، حلقه چند طرفدار و سینه چاک، حلقه بصیرت را بدجوری تنگ کرد آنقدر که به محوی گرایید و آرمان ها فراموش شد.

بعضی ها هم که ابتدای 88 کمی لغزیدند و به قول معروف جو گرفته شان ! و به بی بی سی ها سوق پیدا کردند نور ایمان و عقیده، با چاشنی سیاست به نجاتشان آمد و 9 دی را درک کردند هرچند کمی از ولی فقیه شان جا ماندند اما همینکه نمره قبولی را گرفتند..خوب است.

عده ای هم از قافله 9 دی جاماندند و بصیرت افزایی تاریخی رهبری در نماز جمعه آن سال، کاری در دل و جانشان پیش نبرد، لجاجت کردند، دل دادند به رسانه های بیگانه و تا همین امروز هم پای قانون شکنی های 88 راسخانه ایستاده اند و حتی سعی در زدودن قبح عدم تمکین رای ملت، عدم اعتماد به شورای نگهبان، عدم حفظ جمهوریت نظام و در پی آن بی حرمتی به اسلام و ارزش های نظام دارند و فتنه گران را اصلاح طلبانی می خوانند در پی سعادت ملت !

که البته داستان اصلاح طلبان، دنیای متفاوتی از فتنه گران سال 88 است...در آن سال ساختار شکنی اتفاق افتاد موضوعی که در هیچ نظامی غیر قابل چشم پوشی نیست چرا که هر نظام سیاسی باورها و ارزش های خودش را دارد و ستیزه گر با آن راهی به پیش نخواهد برد همانطور که در سال فتنه، دشمن به اهداف شوم خود دست نیافت.

البته یک عده از معاندان سال 88، هر چند پیوستن به خیل عظیم مردمی 9 دی را از دست دادند اما کمی که گذشت و صحنه آرام تر شد چشم هایشان حقیقت را دید؛ شاید آن ها که امروز با خجالت و شرم صحنه های آن حماسه تاریخی را می بینند از همین قشر باشند؛ شاید فهمِ بعد از موعد ارزشی ندارد و یا لااقل می توان گفت قدر آن اندک است اما آغوش رهبری و نظام همواره به روی هر که بازگردد گشوده است.

و این مطلب موید رافت اسلامی است و کاش سهل انگاران ساده لوح درمی یافتند این رحمت واسعه رهبری را که اگر قرار بر محاکمه بود قانون حکمی جز اعدام نداشت و حصر موهبتی است برای ساختار شکنان.

و اصلا این ها که درخواست محاکمه دارند از کجا معلوم که این بار رای قوه قضاییه را تمکین کنند؟

از کجا معلوم بی اعتمادی و زیر سوال بردن جمهوریتی که سال 88 اتفاق افتاد دوباره رقم نخورد؟

و جالب است این مدعیان طرفداری از آیت الله منتظری اگر می دانستند نظر این عالم بزرگ را درباره نقض کنندگان قانون، آیا بازهم آزادی خواهی این روحانی را در بوق و کرنا می کردند؟

براساس گفته حجتالاسلام سیدکمیل باقرزاده، نظر فقهی آیت الله منتظری حکم به اعدام "مفسد فی الارض" است و این منطق در فقه و حقوق همان اندازه واضح است که "دو دوتا چهارتا" در ریاضی !

و همین است که مقام معظم رهبری می فرمایند "جرم اینها بزرگ است و اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود" منظورشان از این "مجازات سنگین" مشخص شد!

سال 88 با تمام ناخوشی ها و آشوب هایش و با تمام هدر رفت جانی و مالی و انرژی که از ملت داشت موجب تسریع در شناسایی حق و باطل و رونمایی از چهره هایی شد که مورد اعتماد بودند !

و از جنبه ای می تواند این جریانات موهبتی تلقی شود.

9 دی اثبات کننده این مدعا بود که ملت ایران با هر ظاهر و هر نگرش سیاسی، بر معیار و خط قرمزش پایدار است و دست از ولایت فقیه و فرهنگ عاشورایی اش نمی کشد.

9 دی به تقویمی سپرده شد که تا همیشه تاریخ یادآور شکوه اسلام و ایران خواهد بود.

ارسال نظرات

آخرین اخبار