محمدامین ایمانجانی

کدخبر: 1556

با طرح شدن مسئله نفوذ در افکار عمومی، گفتگوها و اظهار نظرهای مختلفی صورت گرفته و دیدگاه‌های گوناگونی منتشر شده است. در این میان برخی از اساس مسئله نفوذ را قبول ندارند؛ برخی معتقدند دایره مفهوم نفوذ را نبایستی آنقدر گسترده کرد که همه چیز و همه کس را در برگیرد و همه کارها را محل نفوذ، و افراد و جریانات مختلف را نفوذی معرفی کرد.

به گزارش سرویس سیاسی قزوین‌خبر به نقل از تسنیم؛

با طرح شدن مسئله نفوذ در افکار عمومی، گفتگوها و اظهار نظرهای مختلفی صورت گرفته و دیدگاه‌های گوناگونی منتشر شده است. در این میان برخی از اساس مسئله نفوذ را قبول ندارند؛ برخی معتقدند دایره مفهوم نفوذ را نبایستی آنقدر گسترده کرد که همه چیز و همه کس را در برگیرد و همه کارها را محل نفوذ، و افراد و جریانات مختلف را نفوذی معرفی کرد.

برخی بر عکس، معتقدند هر موضوعی، به طور بالقوه ظرفیت نفوذ دارد و بستر نفوذ است، لذا بایستی به همه مسائل به دیده تردید برخورد کرد. برخی دیگر نیز، همان مفاهیم و تهدیداتی که در حالت معمول، متوجه همه نظام و ساختارها – از جمله جمهوری اسلامی- هست را با نام نفوذ معرفی می کنند؛ به عبارت دیگر فقط برچسب گذاری و نام گذاری جدید می کنند وگرنه حرف تازه ای برای گفتن ندارند! برخی هم در این میان با غرض ورزی و انگیزه های متفاوت سیاسی با مسئله نفوذ برخورد می کنند که البته این دسته اخیر، محل بحث این یادداشت نیست.

حال سوال اینجاست که آیا فقط در پارادایم فوق می توان به موضوع نفوذ نگریست؟ به عبارت دیگر، آیا تنها یکی از برداشت های فوق از نفوذ و دایره فراگیری آن صحیح است؟ یا اینکه نه، می توان به فهمی دیگر از نفوذ هم رسید؟

برای پاسخ به این سوال باید گفت:

1. دیدگاه های مذکور، عموما با نگاه سیاه و سفید به مسئله نفوذ نگاه می کنند؛ آن نگاهی که اساسا اعتقادی به نفوذ ندارد و یا با تساهل و تسامح به موضوع نفوذ می نگرد،‌ دیگر جایی برای بحث پیرامون نفوذ باقی نمی گذارد و کار کردن روی این موضوع را بی فایده و بی حاصل می داند. یا در دیدگاهی که همه چیز و همه کس را نفوذی می داند، تمام کارها باید قفل شود و همه مناسبات و رفت آمدها و انتقال تجارب و اندیشه ها، بایستی متوقف شده یا به حالت تعلیق در بیاید چون ممکن است به نفوذ منجر شود. متاسفانه هر دو این دیدگاه های سیاه و سفید، در یک امر مشترک اند و آن هم فهم و مواجهه نادرست با مسئله نفوذ و انفعال در مقابل نفوذ است!

2- طرح مسئله نفوذ با هدف استمرار پیشرفت کشور در حوزه های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و ... صورت گرفته و نه قفل‌شدن کارها! در واقع نفوذ، ترفندی برای مهار انقلاب اسلامی و در نهایت شکست نظام است؛ لذا بایستی با نگاهی عالمانه و موشکافانه، به تبیین مسئله نفوذ برای افکار عمومی و نخبگان پرداخت و از سوی دیگر مراقبت کرد تا تبعات طراحی جبهه معارض انقلاب اسلامی در خصوص نفوذ، نه در کوتاه مدت و نه بلند مدت، محقق نگردد.

3- مسئله نفوذ، موضوع جدیدی نیست و دارای پیشینه طولانی در انقلاب اسلامی است که البته تا کنون در اهداف راهبردی خود شکست خورده است. این مسئله به حدی جدی است که امام خمینی(ره) بارها در خصوص مسائل گوناگون نسبت به نفوذ هشدار داده اند. به عنوان نمونه، حضرت امام(ره )در رابطه با لزوم جلوگیری از نفوذ عناصر فاسد در دانشگاه ها فرمودند:" بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب های انحارفی با گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و سایر مرکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکل پیش نیاید."(صحیفه نور ، جلد 21 ، ص 102.)

یا در جایی دیگر در خصوص لزوم مقابله با عناصر نفوذیی و سرسپرده در ارگان های دولتی می فرمایند: "چه بسا با نفوذ سرسپرده داخلی در ارگان های دولتی و مقامات موثر، به تدریج قدم به قدم کار خود را انجام دهند و انسان مستقیم را منحرف می کنند و متعهدان را وابسته نمایند . غفلت از این امر ، فاجعه برانگیز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالا چون روسای سه گانه ، بیشتر مورد نظر و هدف هستند ، زیرا انحراف آنان ـ خدای نخواسته ـ ممکن است انحراف رژیم را در پی داشته باشد"(صحیفه نور ، جلد 19 ، ص 222) ایشان حتی خطر نفوذ در حوزه های علمیه را هم گوشزد می کنند و می فرمایند: "در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می نمایند و یکی از راه های با اهمیت برای قصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه های اسلامی ، نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه های علمیه است ."(صحیفه نور ، ج 21 ، ص 189) و ده ها مورد دیگر که مجال آن در این یادداشت نیست.

4- با وجود هشدارهای مکرر حضرت امام(ره)، بر اثر غفلت و یا دلایلی دیگر، موارد متعددی از نفوذ اتفاق افتاد که برخی کشف و خنثی شد و برخی هم ضرباتشان را وارد کردند.

موید این ادعا، حضور افرادی همچون بهرام افضلی از اعضاء حزب توده و وابستگان به شوروی سابق است که در زمان جنگ تا درجه فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی نیز نفوذ می کند و در صدد کودتا بر می آید که با تلاش دستگاه های اطلاعاتی و امینتی از این مقام عزل و محاکمه و اعدام می شود. یا آقایان محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری از اعضای سازمان منافقین که در حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری نفوذ می کنند و با بمب گذاری در این دو محل، موجب به شهادت رسیدن شهید بهشتی و تعدادی از اعضای حزب جمهوری و همچنین شهید رجایی و سایر شهدای نخست وزیری می شوند. از این دست موارد همچون صادق قطب زاده، اعضای نهضت آزادی، ابوالحسن بنی صدر و ... در تاریخ انقلاب فراوان وجود دارد.

5- اگرچه نفوذ در نگاه اول بیشتر دارای ابعاد امنیتی به نظر می رسد، لکن سایر ابعاد آن هم نبایستی مغفول بماند. در بعد نفوذ سیاسی، دشمن به دنبال رخنه در ارکان مختلف تصمیم گیری و تصمیم سازی است تا از این رهگذر، بر نهادهای حاکمیتی احاطه و تسلط پیدا کند و پس از قدرت گرفتن در ساختار سیاسی، با ایجاد انحراف در نظام،‌ در اداره کشور اخلال ایجاد کند و در فرصت مناسب ضربه نهایی را وارد کند.

در بعد نفوذ فکری- معرفتی، نخبگان و مسئولین جامعه مورد هدف قرار می گیرند و از طریق ارائه اخبار و اطلاعات مخدوش از یک سو، و از سو دیگر ارائه مبانی نظری و علوم انسانیِ سکولار در فضای نشر و مطبوعات، مخاطبان را دچار خطا در محاسبه و استحاله فکری نمایند. امری که باعث گسست و ایجاد شکاف بین نخبگان و گفتمان انقلاب اسلامی و اخلال در باورهای ایشان می گردد و می تواند در نهایت منجر به چند دسته گی و افتراق جدی درون مسئولان و حاکمیت جمهوری اسلامی شود.

در بعد نفوذ فرهنگی، دشمن با تکیه بر دست بالایی که در تکنولوژی دارد، حداکثر بهره برداری را از امکانات تبلیغی و رسانه ای انجام می دهد و با ارائه سبک زندگی مغایر با آموزه های دینی و ملی،‌ ذائقه مردم – به ویژه جوانان- را تغییر می دهد که این امر در نهایت منجر به فروپاشی جامعه و واگرایی مردم نسبت به ارزش ها و اصول حاکم بر زندگی دینی و اخلاقی می گردد.

در بعد نفوذ اقتصادی نیز، حضور موثر در شریان مالی و اقتصادی کشور و به دست گرفتن گلوگاه های حیاتی اقتصاد مانند کالاهای اساسی، ‌محصولات کشاورزی استراتژیک، سرمایه گذاری های نفتی و غیر نفتی و ... دشمن در صدد آلوده سازی و ایجاد اخلال در سیستم اقتصادی کشور است.

همین نظیر سازی را در ابعاد علمی، نظامی،‌آسیب های اجتماعی و ... می توان متصور بود که فصل مشترک همه آن ها، هدف نهایی نفوذ یعنی فروپاشی جمهوری اسلامی است.

البته در میان همه ابعاد نفوذ، نفوذ فرهنگی – سیاسی، موثر و خطرناک تر است؛ چنانکه رهبر معظم انقلاب هم در این باره فرمودند: "امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور؛ دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البتّه کم‌اهمّیّت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است؛ و ممکن است که جزو کم‌اهمّیّت‌ترین [هم‌] نفوذ امنیّتی باشد. نفوذ امنیّتی چیز کوچکی نیست، امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمّیّت است." بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى (1394/06/25)

6- حال فرض کنیم در اتاق فکر طراحی دشمن برای نفوذ (در ابعاد خود) در جمهوری اسلامی هستیم. چه موانعی بر سر راه نفوذ قرار دارد و چه اقدامی بایستی برای حذف یا مهار آن ها انجام شود؟ مطمئنا برج و باروی نظام برای جلوگیری از نفوذ، رهبری انقلاب است که بایستی هدف نهایی همه هجمه ها قرار گیرد. بدین معنا، نبایستی مجلسی همسو و در خدمت آرمان های امام و رهبری و گفتمان انقلاب اسلامی شکل گیرد؛ نبایستی اجازه داد بازوهای نظارتی رهبری مانند شورای نگهبان، قوه قضائیه و ... برای عمل به وظایف خود دارای آرامش خاطر و آزادی عمل باشند ونهادهای حافظ دستاوردهای انقلاب مانند سپاه پاسداران، بسیج ومورد هجمه قرار میگیرند. برای تحقق اهداف فوق، کوتاه ترین راه کدام مسیر است؟ یقینا از منظر دشمن، مجموعه فرآیند انتخابات در کشور، مسیری است که می توان بسیاری از اهداف بالا را تا حد زیادی - هم زمان با هم- محقق نمود که نمونه های آن را در سال های گذشته مانند فتنه 88 دیدیم. لکن انتخابات پیش رو، ویژگی هایی دارد که برای پروژه نفوذ از ارزش خوبی برای دشمن برخوردار است. توامان بودن انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی می تواند فرصتی باشد که دشمن با یک تیر، چند نشانه را هدف بگیرد.

7- دشمن به زعم خود می پندارد، مجلس خبرگان بعدی، تصمیمات مهم و حیاتی برای آینده کشور خواهد گرفت و در رسانه ها و محافل خود، آشکارا از انتخاب رهبری آینده انقلاب اسلامی توسط مجلس خبرگان منتخب این دوره سخن می گوید. با این تحلیل – که البته بیشتر به خیالی خام و آرزوهای شیطانی دشمن شبیه است!- برای اولین بار در تاریخ انقلاب و با طراحی تعجب برانگیز، دشمن به دنبال داغ کردن و دوقطبی نمودن فضای انتخابات خبرگان و تبدیل این انتخابات به عرصه جدال و نزاع است؛ امری که هیچگاه در میان علماء و مجتهدین و روحانیون فاضل معمول نبوده است. دشمن و جریان تبلیغاتی- رسانه ای آن، با سوءاستفاده از کاندیداتوری آقای سید حسن خمینی نوه حضرت امام (ره) اینگونه القاء می کرد که ورود ایشان به معنای تغییر رفتار و ساختارهای اجرایی مجلس خبرگان آتی خواهد بود و در این مسیر، از همراهی و حمایت آقایان هاشمی رفسنجانی و روحانی برخوردار است.

با این تحلیل، دشمن، ایجاد دو قطبی نظارت پذیری و نظارت ناپذیری مقام رهبری و ولایت فقیه را در دستور کار قرار داده و با انتشار مغالطه های شبه فقهی و شبه فلسفی و خاطرات برخی افراد خاص، تلاش می کند این انتخابات را به صحنه رقابت بر سر قدرت تبدیل کند. در کنار این موضوع، مسئله عدم شرکت آقای سید حسن خمینی در امتحان علمی احراز اجتهاد را هم مستمسکی برای فشار به شورای نگهبان  قرار داده تا اینگونه وانمود شود که حاکمیت از حضور ایشان در انتخابات خبرگان خرسند نیست و چه بسا هراس دارد! که البته برای رسیدن به این امر طبق یکی از روش های انقلاب مخملی جین شارپ با عنوان پرندگان گردن چرخان یعنی عناصری از دل انقلاب ها که نظرات کنونی شان نسبت به اول فعالیتشان در انقلاب در نقطه ی مقابل قرار گرفته استفاده میکند که می توان به هاشمی رفسنجانی اشاره کرد. در واقع دشمن پروژه نفوذ را از طریق آنتی تز انقلاب اسلامی که بهترین بازیگر آن در فضای کنونی کشور هاشمی رفسنجانی است دنبال می کند.

8- انتخابات مجلس شورای اسلامی هم محمل خوبی برای آزمودن امکان نفوذ در ساختار قانونگذاری کشور است. ثبت نام اعضای نهضت آزادی، جبهه ملی، محکومان امنیتی و اقتصادی و ... - که مخالفت آن ها با قانون اساسی و اصول انقلاب برکسی پوشیده نیست-در انتخابات مجلس دهم، حکایت از عمق طراحی دشمن برای نفوذ در مجلس شورای اسلامی دارد.

در عین حال، بالا بردن هزینه عدم احراز صلاحیت برخی کاندیداها برای شورای نگهبان و حجم بالای کار بررسی صلاحیت بیش از 12000 نامزد انتخابات، دلایل روشنی برای طراحی دشمن برای نفوذ در مجلس است.

اگر این طرح- ولو تا حدی- عملی شود، یعنی اقلیتی از عناصر نامطمئن به مجلس راه پیدا کنند، آنگاه شاهد رادیکال تر شدن مواضع برخی از عناصر دولت برای نزدیکی به غرب و برآورده کردن خواسته های غربی ها در داخل هستیم که البته در این راهبرد، تریبون مجلس هم می تواند به کمک این جریان بیاید!

بی شک، مسائلی همچون دفاع از آرمان فلسطین، حمایت از جبهه مقاوت در لبنان، عراق، سوریه، یمن و ... ارتقاءتوان دفاعی و موشکی، دستاوردهای باقیمانده هسته ای، حقوق بشر و .... همه و همه از داخل حاکمیت و دولت و نهادهای قانونی همچون مجلس به چالش کشیده می شود و این چیزی جز خواست دشمن نیست که تنهاد با نفوذ در مجلس از طریق انتخابات میسر خواهد بود.

9- بی شک، روزهای آتی با اعلام قطعی نتایج احراز صلاحیت ها، موجی از تخریب و فشار علیه شورای نگهبان و سایر نهادهای قانونی و نظارتی به راه خواهد افتاد و سناریوی تکراری حمله به بسیج، سپاه، صداو سیما و ... که می توانند مانعی برای نفوذ در حاکمیت باشند در رسانه ها و موضع گیری های جبهه معارض شدت خواهد گرفت.

اگر این فضا با میدان داری نخبگان دلسوز انقلابی مدیریت نشود، بی اعتبار شدن و زیر سوال رفتن نهادهای قانونی می تواند به محبوبیت و اقتدار جمهوری اسلامی در میان ملت های مسلمان و منطقه خاورمیانه خدشه وارد کند و در عین داخل کشور را با درگیری و حاشیه سازی های درونی و چه بسا فتنه ای دیگر درگیر نماید.

انتهای پیام/

ارسال نظرات

آخرین اخبار