در بیانیه دانشجویان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوین مطرح شد؛

کدخبر: 1509

دانشجویان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوین در رابطه با شهادت مظلومانه شیخ نمر باقر النمر بیاینیه صادر کردند.

به گزارش سرویس دانشگاه قزوین خبر؛دانشجویان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوین در رابطه با شهادت مظلومانه شیخ نمر باقر النمر بیاینیه صادر کردند که متن این بیانیه به شرح زیر می باشد:

بسمه تعالی

بیانیه دانشجویان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوین در رابطه با

شهادت مظلومانه شیخ نمر باقر النمر

  

   در سال 2010 میلادی یکی از استراتژیست ها و آینده پژوهان برجسته آمریکایی به نام چارلز واتسون به همراه یک تیم قوی و کارکشته از تئوریسین ها و نظریه پردازان عمدتاً وابسته به دستگاه حاکمیتی آمریکا اقدام به ترسیم روند تحولات آینده جهان از سال 2010 تا سال 2050 نمودند که بهتر است از آن به نقشه راه تحولات جهان در 40 سال آینده از دیدگاه آمریکایی ها تعبیر نمود که بر این مبنا ، سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی موظفند تلاش های لازم در عرصه های داخلی و بین المللی را در راستای نیل به اهداف این چشم انداز صورت دهند. در این گزارش 35 مورد نیز ذکر شده است که وقوع هر یک از آنها می تواند اهداف این چشم انداز را به خطر انداخته یا به طور کلی نابود سازد که در همین گزارش از آنها تعبیر به مخاطرات جهانی (Global Risks) نموده اند. برخی از این به زعم آنها مخاطرات جهانی عبارتند از : بازگشت مسیح ، جنگ چین و آمریکا ، جنگ ایران و اسرائیل ، جنگ آمریکا و کره شمالی ، گسترش جغرافیایی روسیه ، تروریسم هسته ای ، کمبود انرژی الکتریکی در جهان ، فروپاشی دلار آمریکا و ... .

   اما نکته ی قابل تأملی که در این سند وجود دارد این است که یکی از این 35 مورد مخاطرات جهانی که وقوع هر یک از آنها می تواند اهداف سند چشم انداز 40 ساله ایالات متحده آمریکا را با خطر جدی روبرو سازد و در نتیجه به حاکمیت رو به زوال آمریکا تیر خلاص بزند ، فروپاشی نظام سیاسی عربستان سعودی (political disintegration of saudi arabia) است.

   حال سؤال اینجاست به راستی مگر حفظ نظام سیاسی عربستان چه ارزشی برای حکام آمریکایی دارد که در صورت سقوط آل سعود ، حیات نباتی ایالات متحده آمریکا نیز با خطر جدی روبرو خواهد شد؟!! به راستی مگر آل سعود ملعون چه خوش خدمتی به آمریکای جهانخوار می کنند که هلاکت آنان به همان اندازه برای آمریکا مخاطره آمیز است که بازگشت مسیح و یا جنگ چین و آمریکا؟!! پاسخ به این سؤال را می توان به طور کلی از دو جنبه بررسی نمود ؛ 1) مسائل اقتصادی به ویژه انرژی 2) مسائل ژئوپلیتیکی و منطقه ای.

   پیرامون مسائل اقتصادی به ویژه انرژی و مقوله نفت اشاره به این نکته ضروری است که طبق آمار ژانویه 2013 ، عربستان سعودی با در اختیار داشتن 19% از ذخایر نفتی جهان در رتبه دوم قرار دارد و این درحالی است که ایالات متحده آمریکا تنها با داشتن 1،37% در رتبه سیزدهم جهان قرار گرفته است. خاطرنشان می سازد جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن 11،31% از ذخایر نفتی جهان در رتبه چهارم قرار دارد.

   از آنجایی که اساس روی کار آوردن آل سعود توسط استعمار انگلیس در سال 1932 همانا فتنه انگیزی میان مسلمانان و چپاول منابع و ثروت های مسلمین است ، آل سعود نیز در طی قریب به یک قرن از حاکمیت ننگین خود بر شبه جزیره عربستان عملاً نفت خود را در اختیار استعمارگران انگلیسی و آمریکایی قرار داده و حتی در سالیان اخیر به ویژه از زمان آغاز بحران اقتصادی غرب ، بخش زیادی از پول های حاصل از فروش نفت را به جای آنکه در حساب های داخلی ذخیره کنند در حساب های خارجی مستقر در بانک های آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، آلمان و ... نگهداری می کنند ، بدین معنا که دول غربی در این شرایط بحران اقتصادی هم از نفت ارزان عربستان بهره می گیرند و هم وجود دلارهای نفتی در حساب های مستقر در کشورهای مذکور موجب تقویت پشتوانه ی مالی و در نتیجه جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و برون رفت از این بحران می شود. از طرفی طی ماههای گذشته و در پی خوش خدمتی اخیر آل سعود به آمریکا مبنی بر کارشکنی در عرضه منطقی نفت و درنتیجه کاهش قیمت نفت از رقم واقعی و منطقی حدود 110 دلار به رقم غیر واقعی حدود 30 دلار در هر بشکه در راستای اعمال فشار بیشتر دولت آمریکا به دولت ایران به منظور امتیاز گیری بیشتر از تیم مذاکره کننده هسته ای ، خود گواهی بر اهمیت و نقش آل سعود در پیشبرد اهداف ددمنشانه آمریکا در سطح بین المللی است.

   اما مهمترین مسئله ای که باید بدان اشاره نمود نقش بی بدیل آل سعود در پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی آمریکا در منطقه است. اکنون که حدود 5 سال از آغاز بحران سوریه می گذرد چه کسی است که نداند این بحران نه در راستای اعتراضات مدنی و مطالبات به حق مردم سوریه نسبت به نظام حاکم بلکه به منظور شکستن محور مقاومت و تأمین امنیت اسرائیل آغاز شده است؟!! به راستی چه کسی بیش از رژیم صهیونیستی از وقوع بحران در سوریه و عراق نفع می برد؟!! بنابراین اسرائیلی که در جنگ 33 روزه لبنان در تابستان 1385 و جنگ 22 روزه غزه در زمستان 1387 شکست سنگینی از محور مقاومت متحمل شد به یک نتیجه جالب توجه رسید و آن اینکه محور مقاومت را به یک اژدها تشبیه نمودند که سر این اژدها ایران است و کمر این اژدها سوریه و دُم این اژدها را به حزب الله لبنان و مقاومت غزه تشبیه نمودند که پس از شکست در جنگ های 33 روزه و 22 روزه به این نتیجه رسیدند که توانایی مقابله با دم این اژدها را ندارند و از طرفی از سال 2002 به این طرف و پس از بررسی نتایج غیر منتظره رزمایش چالش هزاره (Millennium Challenge) در خلیج فارس که به منظور تمرین رویارویی با ایران صورت گرفته بود به این نتیجه رسیده اند که اساساً توانایی رویارویی مستقیم با سر این اژدها که به تعبیر آنان ایران می باشد را نیز ندارند بنابر این به گفته خودشان تصمیم گرفتند کمر این اژدها را بشکنند و این شد که بحران سوریه را به راه انداخته و پس از کشاندن بحران به عراق در صدد ایجاد یک دیوار حائل بین ایران و حزب الله لبنان می باشند تا پس از به خیال باطل خود نابود کردن حزب الله و مقاومت غزه ، امنیت اسرائیل را برای همیشه تضمین کنند.

   در این میان آنچه که حائز اهمیت است نقش بی بدیل عربستان سعودی در تمامی آتش افروزی های منطقه و فراتر از منطقه اعم از مداخله مستقیم در جنگ ها از جمله یمن و یا راه اندازی جنگ های نیابتی و حمایت از گروههای سلفی تکفیری می باشد. اما با بررسی موشکافانه تحولات چند سال اخیر منطقه به یک نتیجه قابل تأمل می رسیم و آن این که در بسیاری از مواردی که اسرائیلی ها و آمریکایی ها متحمل شکست های سنگین می شدند و یا اصطلاحاً می خواستند بی خیال ادامه جنگ شوند ، همواره این سعودی ها بودند که با وعده و وعید به صهیونیست ها خواستار ادامه جنگ تا نابودی حزب الله لبنان و مقاومت غزه بودند. آن هنگام که در جنگ 8 روزه غزه در آبان 1391 صهیونیست ها که انتظار چنین واکنش کوبنده ای را از سوی گروه های مقاومت فلسطینی نداشتند و به همین دلیل به دنبال راه فراری برای برون رفت از این بحران و پایان جنگ می گشتند ، همواره این آل سعود ملعون بودند که صهیونیست ها را با دلارهای نفتی به ادامه جنگ تشویق می نمودند.

   در شهریور ماه 1392 هنگامی که آمریکایی ها به همراه اسرائیل و دیگر همپیمانان منطقه ای و فرامنطقه ای خود قصد حمله گسترده و همه جانبه به سوریه را داشتند و در این قصد خود نیز بسیار جدی بودند ، بسیجی آنروز خمینی و ژنرال امروز خامنه ای حاج قاسم سلیمانی با ارسال پیامی تهدید آمیز خطاب به آمریکایی ها اظهار داشت: "هر چتربازی که قرار است از هواپیما هلی‌برن شود، هر تفنگداری که قرار است از ناوها پیاده شود، هر کماندویی که قرار است با نفربر پیاده شود، یادش باشد که قبلا تابوتش را سفارش داده باشد. شامات (سوریه) خط قرمز انقلاب اسلامی است. همانجایی که می‌تواند معراج ما و گورستان شما باشد." با این پیام مقتدرانه حاج قاسم بود که آمریکایی ها سودای حمله گسترده و همه جانبه به سوریه را از سر خود بیرون کردند. در چنین شرایطی که آمریکایی ها از حمله به سوریه منصرف شده بودند بار دیگر این آل سعود ملعون بودند که مستأصل و پریشان از این تصمیم آمریکایی ها بر طبل جنگ می کوبیدند و به آنان پیغام دادند که ما حاضریم تمام هزینه های مالی جنگ را تأمین کنیم ولی شما از تصمیم خود منصرف نشوید.

   در برهه ای از زمان اینگونه اظهار می داشتیم که پشتوانه عربستان آمریکا است ، پشتوانه عربستان اسرائیل است ، بدین معنا که اگر آمریکا و اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم رژیم سعودی خود به خود نابود می شود ، اما با توجه به آنچه که از اهمیت و نقش آل سعود در ادامه حیات رو به زوال آمریکا مبتنی بر سند چشم انداز 40 ساله چارلز واتسون ذکر شد و همچنین نمونه هایی از آتش بیاری های آل سعود که بیان گردید به این باور رسیده ایم که مدت ها است که نفس های آمریکا و اسرائیل به شماره افتاده و اگر تاکنون به مرگ ابدی فرو نرفته اند به واسطه دلارهای نفتی آل سعود و نقش آفرینی آنان در آتش افروزی های منطقه است. بنابر این اکنون دیگر این عربستان است که پشتوانه آمریکا است ، این عربستان است که پشتوانه اسرائیل است ، بدین معنا که اگر آل سعود را به جهنم بفرستیم ، آمریکا و اسرائیل خود به خود از صفحه روزگار محو خواهند شد. البته این مسئله هرگز بدین معنا نیست که مرتبه دشمنی آمریکا با ما کم شده باشد بلکه از نگاه استراتژیکی همواره دشمن شماره یک انقلاب اسلامی ایران حکومت استکباری آمریکا بوده و خواهد بود و به فرموده خمینی کبیر: آمریکا شیطان بزرگ است ؛ اما از نگاه تاکتیکی و در شرایطی که شیطان بزرگ آمریکا رو به موت است و با نفس های مصنوعی آل سعود است که به حیات نباتی خود ادامه می دهد می توان با به هلاکت رساندن این شیطان کوچک عربستان ، راه را برای زوال دائمی شیطان بزرگ آمریکا هموار کرد.

   با توجه به اینکه طبق آمارهای واقعی بیش از 30% جمعیت عربستان ، شیعه هستند که جمعیتی در حدود هفت و نیم میلیون نفر را شامل می شوند و از آنجایی که طبق نقشه جغرافیایی ، دو استان نفتی و راهبردی شرق عربستان یعنی استان قطیف و استان أحساء و سه استان جنوبی عربستان یعنی استانهای نجران ، عسیر و جازان که هم مرز با یمن نیز می باشند متعلق به شیعیان هستند ، بنابراین می توان با حمایت گسترده از شیعیان عربستان و سازماندهی آنها اقدام به راه اندازی یک قیام همه جانبه علیه آل سعود نمود و برای همیشه به حیات ننگین این جرثومه فساد پایان داد و در این راه قطعاً از حمایت های طیف کثیری از اهل سنت عربستان که از حاکمیت قرون وسطایی آل سعود به ستوه آمده اند نیز بی بهره نخواهیم بود.

   پس از این مقدمه نسبتاً طولانی وقت آن رسیده که به موضوع اصلی بیانیه که همانا شهادت مظلومانه عالم مجاهد شیخ نمر باقر النمر به دست جنایتکاران آل سعود است بپردازیم. وقتی اعدام وحشیانه این عالم مجاهد را در کنار فجایعی همچون حادثه منا و کشتار شیعیان نیجریه _ که در آن کشتار هم طبق شواهد و اسناد متقن و غیر قابل خدشه دست آل سعود ملعون وجود داشته است _ قرار می دهیم یاد آن پیام تاریخی خمینی کبیر پس از حج خونین سال 1366 می افتیم که فرمودند: " اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های آمریکا بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت. إن شاء الله اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد."

   این جنایت هولناک به قدری برای جهانیان غیر منتظره بود که خشم و انزجار مسلمانان و آزادیخواهان سراسر عالم را برانگیخت و ایرانیان جزء اولین کسانی بودند که نسبت به این اقدام وحشیانه آل سعود واکنش نشان دادند. همان طور که مستحضر هستید در گذشته نیز حوادث بسیاری به وقوع پیوسته بود که خشم و انزجار ملت ایران را برانگیخته و موجبات اعتراض مردم و حضور به موقع ملت در صحنه را فراهم ساخته بود اما واکنش ایرانیان به این حادثه تفاوت های شایانی با موارد قبلی داشت که به عنوان نمونه می توان به واکنش خودجوش مردم تهران در مقابل سفارت عربستان به همراه حواشی قابل تأمل آن و همچنین تجمع مردم مشهد در مقابل کنسولگری عربستان اشاره نمود. در میان تجمعاتی که در سراسر کشور برگزار شد ، تجمع روز دوشنبه تهرانی ها در میدان امام حسین (ع) هم از جنبه های گوناگون از جمله نوع شعارهای مردم و همچنین بیانات سخنران مربوطه که شدیداً از سوی صدا و سیما سانسور شده بود شاخص بود. اما به راستی مگر چه تفاوتی میان این جنایت آل سعود با جنایات قبلی این ملعونان داشت که مستوجب چنین واکنشی از سوی ایرانیان چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی بود؟!!

   تجمع مردم تهران مقابل سفارت عربستان و به آتش کشیدن بخش هایی از سفارت ، واکنش های تأمل برانگیز برخی مسئولین را نیز به همراه داشت که پیش از پرداختن به آن اشاره به نکاتی چند حائز اهمیت است ؛ اول آنکه خودسری و تنش آفرینی برخی افراد از هر جناح و گرایش سیاسی خاصی که باشند به هیچ وجه مورد تأیید ما نیست به ویژه آنکه این اقدامات از نوع ورود به حریم سفارت و به آتش کشیدن بخش هایی از آن باشد. اما به راستی چه شد که کار به اینجا کشیده شد و کشور در عرصه بین المللی متحمل هزینه هایی گردید؟!!

   چند ماه قبل رژیم فاسد آل سعود مسبب فاجعه ای در منا بود که نزدیک به ۵۰۰ ایرانی را با مظلومیت تمام به کام مرگ کشاند و چند ماه قبل تر هم مسبب هتک حرمت دو نوجوان زائر ایرانی در فرودگاه جده بود. همین رژیم در تبانی با آمریکا ، قیمت نفت را به 3۰ دلار رساند تا ملت ایران بیش از پیش در تنگنای اقتصادی قرار گیرند. ماههاست که خبر بمباران مردم مظلوم و بی دفاع یمن توسط جنگنده های آل سعود به سوهان روح ایرانیان مبدل شده و سخت گرفتن به مردم بحرین برای برگزاری عزاداری سیدالشهداء علیه السلام و به خاک و خون کشیدن هزاران نفر در سوریه برای جاه طلبیهای منطقه ای به یک اندوه جانکاه بدل گردیده است. یک نفرت ، یک دلخوری شدید و یا بهتر بگوییم ، یک کینه عمیق و کتمان نشدنی از رژیمی که اتفاقا زمام اداره مقدس ترین سرزمینهای مسلمانان را در اختیار دارد ، در میان مردم ایران شکل گرفته است. انبار باروتی که تنها منتظر یک جرقه برای انفجار است. البته این مردم ، دولتی دارند که قرار است آنها را و احساساتشان را و خواستشان را نمایندگی کند. دولتی که از او انتظار دارند وقتی فاجعه ی بزرگی همچون اعدام شیخ نمر را می بیند ، به نمایندگی از آنها و در شأن و جایگاه ایران و انقلاب اسلامی ، دولت سعودی را بازخواست کند و کار را در حد احضار یک کاردار توسط معاون وزیر پایین نیاورد!!!  وقتی مردم در ماجرای یمن ، بحرین ، منا ، فرودگاه جده و قیمت نفت ، کاری جز حرافی خنثی از دولتشان نمی بینند ، وقتی پس از فاجعه منا به جای اقدام قاطع دولت در قبال این فاجعه ، تصاویر زانو زدن محمد جواد ظریف در مقابل امیر کویت در سازمان ملل را می بینند ، نا خود آگاه به این سمت هدایت خواهند شد که احساسات خود را به گونه دیگر و از مسیرهایی بسیار پرهزینه بروز دهند.

   اقدام پرهزینه حمله به سفارت عربستان ، نتیجه تعلل دولت در اتخاذ یک واکنش در شأن ملت ایران به جنایات آل سعود است. دولت به راحتی می توانست احساسات مردم در قبال آل سعود که حالا تبدیل به کینه ای فراگیر شده است را مدیریت کند و با نمایندگی کردن واقعی از احساسات مردم ، آنها را بی نیاز از چنین واکنش هایی به این ماجرا نماید.

   شاید اگر آقای روحانی به جای نامه دیر هنگام خود برای محکومیت اعدام شیخ نمر _ که تازه 24 ساعت بعد از اعلام خبر حادثه منتشر شد که از پنج بند آن تنها دو بند در محکومیت اعدام شیخ نمر است و در سه بند دیگر آن به خط و نشان کشیدن برای مردم خشمگینی که شب قبل به سفارت عربستان حمله کرده بودند پرداخته شده بود _ در همان ساعات اولیه همچون حوادث پاریس که در کمتر از 2 ساعت از بروز حادثه به محکومیت آن پرداختند ، پیام محکمی علیه آل سعود صادر می نمودند و در کنارش چند اقدام عملی جدی دیگر را هم در دستور کار قرار می دادند و صد البته مردم را نیز به کنترل احساسات دعوت می نمودند ، امروز شاهد حمله به سفارت نبودیم و مردم با احساس غرور ، حس می کردند که دولتی در شأن احساسات خود دارند که "واقعا" آنها را نمایندگی می کند!!! ماجرای به آتش کشیدن سفارت عربستان و حواشی بعد از آن ثمره بی تدبیری و کم توجهی دولت در حفظ شأن ملت ایران و مدیریت بروز احساسات آنها در قبال مسائل مهم جهانی است. جالب اینجاست که آقای روحانی چهار روز بعد از شهادت شیخ نمر نیز طی نامه‌ای به رییس قوه قضائیه خواستار رسیدگی فوری و خارج از نوبت به پرونده حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد شدند و ای کاش نسبت به مسائل دیگر همچون پرونده کرسنت و سایر مفاسد اقتصادی نیز اینگونه قاطعانه موضع گیری و نامه نگاری می نمودند.

   وقتی بنا باشد مردم جور ناکارآمدی دستگاه دیپلماسی را بکشند ، نباید انتظار داشته باشیم که اتفاقی بهتر از حمله به سفارت بیافتد. قطعا اشتباه رخ خواهد داد و هزینه برای کشور ایجاد خواهد شد. اصل تدبیر در اینگونه موارد است که خود را نشان می دهد و گرنه امتیاز دادن پی در پی و نتیجه نگرفتن پای میز مذاکره را هر طفلی بخوبی می تواند انجام دهد. شاید اگر پیشتر و مثلاً در واکنش به فاجعه‌ی فرودگاه جده و یا حادثه منا دستگاه دیپلماسی کشور واکنش قاطعی از خود نشان می‌داد ، بسیاری از وقایع تلخ بعدی هرگز اتفاق نمی افتاد.

   حال که به فرموده رهبر انقلاب: "بدون تردید خون به ناحق ریخته‌ی این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت ... خداوند متعال از خون بی‌گناه نمی‌گذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت" وقت آن رسیده است که با ایمانی پولادین و عزمی راسخ بر این آرمان آن پیر جماران و رهبر مستضعفان تأکید بنماییم که " تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. "

جمعی از بازماندگان گردان غواص محمد رسول الله قزوین ، غواصان کربلای 4

بسیج طلاب حوزه علمیه شیخ الاسلام قزوین

بسیج طلاب حوزه علمیه صالحیه قزوین

بسیج طلاب حوزه علمیه التفاتیه قزوین

بسیج طلاب حوزه علمیه ملاوردیخان قزوین

انجمن طلاب جوان حوزه علمیه ملاوردیخان قزوین

جمع کثیری از خانوادههای شهداء ، جانبازان و ایثارگران قزوین

کانون تبیین اندیشه های امام خمینی (ره)

دانشجویان بسیجی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

تشکل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

هیأت محبین اهل بیت دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

   

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار