در واقع همان گونه که خاتمی در دوره ریاست جمهوری برای ایستادن در برابر نظام تشویق می شد، امروز این تشویق برای روحانی ‏فراهم شده است. استفاده از عناصر افراطی در بدنه دولت می تواند اشتباهی که توسط خاتمی روی داد را برای روحانی نیز به وجود ‏بیاورد.‏

سرویس سیاسی قزوین خبر؛انتخاب روحانی در انتخابات 92 روزهای سختی برای وی در انتخاب کابینه را رقم زد. یکی از اولین اقدامات سوال برانگیز وی که بستر ‏تشدید فضای دو قطبی در کشور را ایجاد می کرد، دیدار وی با محمد خاتمی و تشکر از نقش خاتمی در انتخاب وی به عنوان ‏یازدهمین رئیس جمهور ایران بود. روحانی در بخشی از پیام خود پس از پیروزی در انتخابات به خاتمی می نویسد: «برادر بزرگوار ‏حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی دام ظله؛ با عرض سلام و تقدیم تحیات؛ بر خویش فرض و بایسته می ‌دانم تا از ‏حسن نظر و قبول خاطر شریفتان نسبت به دوست و یار دیرین خود، عرض امتنان و حق‌ شناسی نموده و از تدبیر، تلاش و حمایت ‏همه‌ جانبه و مستمری که در عرصه رقابت انتخاباتی فرار رو در جهت انسجام فرهیختگان، جمعیت ‌ها و تشکل ‌های سیاسی و ‏دوستداران حقیقی نظام جمهوری اسلامی در قامت جریان «عقلانیت و اعتدال و اصلاحات» مبذول و اهتمام فرمودید، قدردانی ‌نمایم.»‏

این اقدام روحانی نشان می داد که دولت وی در همان هفته های نخست و در جریان شکل گیری کابینه با مشکلاتی جدی مواجه ‏خواهد شد. نمایش ارتباط صمیمی وی با خاتمی برای حفظ بدنه اجتماعی جریان اصلاحات به قیمت زیر سوال بردن بسیاری از ‏هنجارهای مبتنی بر شعار اعتدال تمام می شد. روحانی نمی توانست از یک سو بر شعار اعتدال تاکید کند و از سوی دیگر خود را ‏وابسته به چهره ای بداند که با عبور از تمام پیمان های اجتماعی و قانونی در طول 4 سال گذشته نقش حمایتی از جریان و وابستگاه ‏فتنه داشته است. ‏

روزنامه کیهان در همان تاریخ به عنوان اولین نقد خود بر روحانی به این موضوع اشاره می کند و می نویسد: «انتظار آن بود که آقای ‏روحانی حساب خود را از سران و عوامل فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 جدا کند و این انتظار در اعلام مواضع ایشان بعد از انتخاب به ‏ریاست ‌جمهوری اسلامی ایران به وضوح دیده می ‌شود، ولی تشکر رئیس‌ جمهور منتخب از آقای خاتمی با توجه به نقش ویرانگری ‏که وی در فتنه 88 داشته است، به این نگرانی دامن می ‌زند که مبادا دکتر روحانی از خطری که سران و عوامل فتنه 88 می ‌توانند ‏برای دولت ایشان پدید آورند، غفلت کند.»‏

این رفتار روحانی جرقه ایجاد اختلافات متعدد میان مجلس و دولت در طول بیش از یک سال پس از انتخاب روحانی را به وجود آورد. ‏انتخاب و انتصاب گزینه های متعدد برای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از طرف روحانی که نقش برجسته ای در ایجاد التهاب در فتنه ‏‏88 داشتند، فضای سیاست زده ای را در طول یک سال برای کشور ایجاد کرد. جعفر میلی منفرد، جعفر توفیقی، رضا فرجی دانا، محمد ‏علی نجفی و فخرالدین احمدی دانش آشتیانی چهره هایی بودند که روحانی برای انتصاب در جایگاه وزارت علوم از آنها استفاده کرد. ‏عدم رای اعتماد به برخی از آنها یا امتناع برخی از پذیرفتن مسئولیت و در نهایت استیضاح فرجی دانا حاصل نفوذ جریان فتنه و سهم ‏خواهی آن در دولت روحانی بود. رابطه مستقیم چهره هایی چون میلی منفرد و توفیقی در تهییج دانشجویان در جریان فتنه با قدردانی ‏روحانی از خاتمی ارتباط معنایی پیدا می کند. ارتباطی که نشان از تداوم وزارت علوم دوره خاتمی در دوره روحانی خواهد داشت.‏

خبرنامه دانشجویان ایران در مرداد ماه 94 در گزارشی در این رابطه به تمرکز عوامل فتنه در وزارت علوم دولت روحانی اشاره می کند. ‏بر اساس این گزارش پس از حضور سید ضیاء هاشمی در معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در آذر 92 گروهی تحت عنوان گروه ‏مشاوران وارد معاونت فرهنگی وزارت علوم شدند. این گروه که اغلب از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در سال های ‏‏88 و 89 هستند، فعالیت های خود را در حوزه های مختلف و مهم از جمله نشریات، تشکل ها، انجمن های علمی و کانون ها آغاز ‏کردند. این گروه تا قبل از استیضاح رضا فرجی دانا (مرداد ماه 93) به طور نامحسوس در این معاونت فعالیت داشتند و پس از استیضاح ‏رضا فرجی دانا که یکی از محورهای اصلی استیضاح وی به کارگیری عوامل فتنه بود، به طور رسمی در سمت های مختلف این ‏معاونت و به ویژه اداره کل فرهنگی و اجتماعی جذب شدند.‏

از جمله این افراد می توان به مهدی حسین زاده رئیس اداره فعالیت های اجتماعی که بورسیه دولت دهم است و هیئت علمی اخراجی ‏دانشگاه کاشان است و اسماعیل باقرپور (دبیر سیاسی انجمن تهران در سال 89) رئیس اداره انجمن های علمی اشاره کرد که توسط ‏حسین میرزایی منصوب شدند. البته این افراد به جهت فرار از مراحل گزینشی حراست وزارت علوم با توجه به اینکه حکم رئیس اداره ‏دریافت کردند به صورت غیر قانونی از تنخواه دفتر فرهنگی توسط حسین میرزایی حقوق دریافت می کنند.‏

این رویکرد موجب می شود تا عوامل بیگانه و رسانه های وابسته به جریان استکبار با برنامه ریزی هدف دار زمینه اثر گذاری جریان ‏وابسته به فتنه در دستگاه اجرایی را با ابزاررسانه تقویت نمایند. حسین باقرزاده از چهره های معاند نظام اسلامی در یکی از تحلیل های ‏خود با اشاره به شباهت خاتمی با گورباچف بین خاتمی و روحانی یک پیوند تاریخی ایجاد می کند و می گوید: «در پایان مقاله هفته ‏گذشته پرسیدم که آیا حسن روحانی می ‌تواند گورباچف ایران باشد، و چند تن از خوانندگان به آن پاسخ دادند. وجه مشترک پاسخ‌ ها ‏این بود که «گورباچف آقا بالا سر نداشت». این درست، ولی باید به منشأ قدرت توجه کرد. گورباچف قدرت خود را نه از مردم و بلکه از ‏حزب گرفته بود و وقتی می‌ توانست قدرت خود را در این جهت اعمال کند که آقا بالا سر نداشته باشد. در جمهوری اسلامی، صندوق ‏رأی نیز منبع قدرت است و کسی که این قدرت را به صورت فوق العاده ‌ای کسب کرده (مانند خاتمی ۷۶ و روحانی ۹۲) از قدرت ‏بالقوه ‌ای برخوردار است که اگر جرأت لازم را داشته باشد می ‌تواند از آن برای ایستادگی در برابر ولی فقیه بهره بگیرد. خاتمی دهه ‏هفتاد این جرأت (یا انگیزه) را نداشت.»‏

در واقع همان گونه که خاتمی در دوره ریاست جمهوری برای ایستادن در برابر نظام تشویق می شد، امروز این تشویق برای روحانی ‏فراهم شده است. استفاده از عناصر افراطی در بدنه دولت می تواند اشتباهی که توسط خاتمی روی داد را برای روحانی نیز به وجود ‏بیاورد.‏

در کنار وزارت علوم، وزارت ارشاد نیز بخش دیگری از حضور جریان وابسته به فتنه را در دولت روحانی به خود اختصاص داده است. بر ‏اساس گزارشات منتشر شده علی جنتی، وزیر ارشاد، جهانبخش خانجانی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی و محکوم فتنه 88 را به ‏عنوان مسئول انتصابات استان ‌های این وزارتخانه انتخاب می کند. ظاهرا این انتصاب بدون حکم رسمی از سوی جنتی بوده تا راه فرار ‏از پاسخگویی برای این انتصاب مسئله‌ دار باز بماند. جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور در دوران اصلاحات است که در فتنه ‏‏88 مجرم شناخته شده و به حبس محکوم می شود. ‏

کارنامه مردود وزارت ارشاد در طول دو سال گذشته با پرونده هایی همانند روزنامه مردم امروز که در جریان شارلی ابدو، نشریه ‏فرانسوی، زمینه توهین به اسلام را فراهم نمود، ماجرای تک خوانی زنان، برگزاری تئاترهای ساختار شکن و موارد متعدد دیگر نشان از ‏موفق بودن پروژه نفوذ جریان فتنه در این وزارت خانه را دارد. وزارت خانه ای که با صدور مجوز برای فعالیت ناشران حامی جریان فتنه ‏هر از گاهی در صدر سوژه رسانه های خبری قرار می گیرد. حسین نوش آبادی سخنگوی وزارت ارشاد در جریان انتشار تک خوانی زن ‏در اپرا - سمفونی عاشورا در محرم سال جاری گفته است: «اگر در پشت صحنه در حال تست صدا و یا در حال اجرا از نمایی نزدیک ‏تصویری به صورت هدف دار ضبط شود، برای این است که این کار فرهنگی را زیر سوال ببرند؛ در حالی که بنده و وزیر ارشاد در ‏اجرای اپرا حضور داشتیم و اتفاقی مبنی بر تک خوانی خانم و یا حاشیه هایی که در مورد پوشش افراد مطرح می شد، نبوده است.» این ‏اظهار نظر در حالی از طرف وی مطرح می شود که انتشار فیلم تک خوانی زن در این مراسم نه به عنوان تست صدا؛ بلکه به عنوان ‏بخشی از برنامه رسمی صورت گرفته بود.‏

جام نیوز در این رابطه به نقش علی مرادخانی معاون هنری وزارت ارشاد اشاره کرده و گفته است: «علی مرادخانی، معاون هنری وزیر ‏فرهنگ و ارشاد اسلامی که سال‌ های سال است در حوزه موسیقی، اقتصاد موسیقی و ... فعالیت می ‌کند بیشتر از هر فرد دیگری با ‏این مطالب آشناست. اما این سبک ماجرا برای چندمین بار است که اتفاق می ‌افتد. در جدیدترین نمونه خبر تک ‌خوانی یک خانم در ‏اپرای عاشورا با حساسیت جدی رسانه‌ ها مواجه شده است.» همین طور فیلمی که خبرگزاری فارس از تک خوانی زن در این اپرا ‏منتشر نموده است هیچ تناسبی با توجیه نوش آبادی در مورد تست بودن این برنامه ندارد.‏

مطالبه از دولت در طول دو سال گذشته از جانب مجلس و گروه ها و چهره های دلسوز انقلاب برای مقابله با حضور جریان فتنه در ‏دولت بارها صورت گرفته است. با این حال ریشه های این نفوذ بسیار عمیق تر از آن است که با مسلک محافظه کارانه روحانی بتوان ‏در برابر آن با روش سیاست های دولتی مقابله نمود. همان گونه که مقام معظم رهبری در حوزه شکل گیری تمدن نوین اسلامی در ‏سخنرانی روز 8 دی ماه خود در جمع کارگزاران نظام و سفرا و علمای کشورهای اسلامی فرمودند امیدی به سیاست مداران دنیای ‏اسلامی نیست و این مردم و علمای راستین هستند که باید برای تحقق مبانی حقیقی اسلام وارد عمل شوند.‏

انتهای پیام/پارس

ارسال نظرات

آخرین اخبار