به مناسبت روز جهانی کار و کارگر:

کدخبر: 667

طی 10 سال اخیر مرتب در عرصه های گوناگون تنزل فاحش حقوق کارگران و تبدیل قراردادهای دایم به موقت، فاصله گرفتن حداقل دستمزد از حداقل معیشت مشاهده می کنیم، توجه نکردن به تشکل های کارگری در واحدها، کم توجهی به کارگران به عنوان محور تولید، تنها گوشه ای از مسایلی است که اگر آنها را پی بگیریم به صدها معضل دیگر از جمله مشکلا ت بیمه، درمان، پیمانکاری و... خواهیم رسید. و امروز عصر بی توجهی به کارگر را در روز جهانی کارگر جشن می گیریم.

به گزارش سرویس اجتماعی قزوین خبر؛ روز کارگر روز مهمی است نه از این جهت که همه کارگران جهان آن را جشن می گیرند بلکه آن جهت که نقطه مبنایی درتاریخ روابط کار و کارگری درجهان است.بی شک روابط و حقوق کار، امروزه سرفصل بزرگ و مهمی است که هزاران دانشگاه، مرکز پژوهش، کالج، مدرسه عالی و... در جای جای نقاط جهان مشغول رسیدگی و بررسی ضوابط ریز و درشت آن هستند و همین فراگیری اهمیت ویژه روزکارگر را نشان می دهد.

 

تاریخچه ی روز جهانی کار و کارگر

کارگران همواره به دنبال استیفای حقوق خود بوده و هستند اما کارگرانی که در سال 1886 میلادی در روزهای اول تا سوم ماه مه در میدان شهر شیکاگو گردهم آمدند گروهی کارگر معدن بودند که علم حقوق نخوانده بودند و روابط کار را به معنا ومفهوم واقعی و علمی آن نمی شناختند اما درک آنها از محیط و حیطه روابط خودشان آنچنان عمیق بود که مهمترین سرفصل روابط کار یعنی مدت کار و تعیین سقف برای آن که 8 ساعت در روز باشد مهمترین خواسته کارگران در سال 1886 میلادی بود و این خواسته را با اقدامی شجاعانه در برابر پلیس تابن دندان مسلح آمریکا فریاد کشیدند. این کارگران بی آن که درک و سواد علمی و دانشگاهی داشته باشند و تنها به واسطه فشارهای پیوسته ای که گاه به 16 تا 18 ساعت در روز می رسید ضرورت 8 ساعت کار را به خوبی درک کرده بودند.

در سال 1889 میلادی، کنگره بین المللی کارگران در پاریس، به پیشنهاد نماینده کارگران امریکا، روز اول ماه مه را به عنوان روز جهانی کارگربرگزید و در پی آن در بسیاری از کشورهای دنیا، کارگران، با برپایی اعتصاب و تظاهرات گسترده، این روز را گرامی می دارند. ویاد و خاطره کارگران به خاک و خون کشیده شده آن روز تاریخی را ارج می نهند.

 

کار و اهمیت آن در جوامع بشری 

کلید گشایش هر استعدادی در درون انسان، کار است و وقتی با این کار گنجینه بسته، باز شود هر لحظه که کار تداوم داشته باشد، این استعداد شکوفاتر می شود،‌این بدان معناست که همه وجود انسان باید روی کار متمرکز شود حتی زمانی که به طور فیزیکی به کار نمی پردازد.به عبارتی همیشه انسان باید روی بهترین شکل انجام کار تفکر نماید تا هم از بهره وری برخوردار شود و هم موجب پیشرفت کار تا سطوح عالی باشد.

دانشمندان، جامعه بشری را به انسان تشبیه کرده اند و ده ها وجه شباهت در این باره گفته اند: همان طور که در بدن آدمی کارها تقسیم شده اند و هر عضو عهده دار کاری مخصوص است، در جامعه نیز باید کارها قسمت شوند و هر گروه کار مخصوص خود را انجام دهد. دیگر آن که گروه سلولی هر عضوی از نظر ساختمان طبیعی شایسته و متناسب آن کاری است که بر عهده اش واگذار شده و گروه عضوی اجتماع نیز باید از نظر استعداد طبیعی و ساختمان عقلی و جسمی شایسته کاری باشد که بر عهده می گیرد. هم چنین همان طور که همه اعضای بدن آدمی وظیفه ای حیاتی بر عهده دارند و بیهوده آفریده نشده اند، افراد اجتماع انسانی نیز نباید بی کار و بی هدف باشند

در ژاپن در طی یک تحقیق از کارگران که از سوی محققان امریکایی انجام شد از قول یکی از کارگران ژاپنی علت بهره وری در صنایع ژاپن چنین است: «وقتی کار روزانه ما تمام می شود و از کارخانه بیرون می آییم، تازه کارمان شروع می شود. به این صورت که به کتابفروشی ها می رویم و کتابی که مربوط به شغل ماست می خریم و در اوقات فراغت آنرا مطالعه می کنیم تا ببینیم چه راه جدیدی برای انجام بهتر کارمان کشف شده است و فردا که به سرکار حاضر شدیم راههای جدیدی را به کار می بندیم.» امریکایی ها یکی از علل بالا بودن بهره وری در ژاپن را همین علاقه به انجام کار و بهتر انجام دادن وظایف شغلی افراد ژاپنی می دانند.

 

بررسی وضعیت کارگران در ایران بعد از پیروزی انقلاب

31 سال گذشته را می توان به چهار دوره تقسیم کرد: دوره اول مربوط به سال های اول انقلاب به ویژه دو سال اول است. در این سال ها، شعار نظام اسلامی ایران حکومت مستضعفین بر مستکبرین و حمایت از کارگران و محرومان با هر زبان و ابزاری بود. در این دوره شعار گروه های رسمی یا غیررسمی،  مسلمان یا غیرمسلمان، کمونیست یا هر تفکر دیگری در راستای حمایت از حقوق کارگران و استیفای آن بود و از هر تریبونی فریاد حمایت از کارگر و مبارزه علیه سرمایه داری به گوش می رسید. همه جا شعار کارگری بود و مهمترین شعار که از زبان بزرگان نظام بارها و بارها شنیده شد، آن بود که «کارگر; اسلام حامی توست». در آن دوره کارگران از طریق شوراهای اسلامی کار و مشارکت تام در اداره کارگاه، تسلط ویژه ای بر امور خودشان داشتند و همه مردم حتی مدیران وکارفرمایان می کوشیدند تقرب و توجه خود را به نیروی کار ثابت کنند. ایجاد تشکل های کارگری همواره مورد حمایت دولت و کارفرمایان بود و حرکت در راستای استیفای حقوق کارگران در همه بخش ها مشهود بود به شکلی که در سال 1358 برای اولین بار در تاریخ روابط کار ایران، معیشت اسمی با معیشت حقیقی یا بهتر بگوییم حقوق اسمی با حقوق حقیقی برابر شدند. یعنی حقوقی که یک کارگر برای اداره معاش یک خانواده 4 نفره دریافت می کرد کفایت هزینه ها را می داد. به نوعی که بین حداقل حقوق و حداکثر حقوق بیش از 3 برابر اختلاف نبود.یا بعبارتی هزینه ها پایین بود. بالاترین حقوق آن زمان مربوط به نخست وزیر بود و پایین ترین متعلق به کارگران که نخست وزیر 3 برابر کارگر حقوق می گرفت که در بین  مدیران و سایر سطوح کارگری نیز چنین رابطه ای حاکم بود.

kar_(2)

 

فاصله گیری با اهداف

دوره تغییر از زمان جنگ تحمیلی آغاز می شود. در آن دوره همه چیز متوجه جبهه و جنگ شد، نظام اقتصادی بر هم ریخت، کارخانجات بزرگ و کوچک مورد هجوم بمب ها و موشک های دشمن قرار می گرفت و تامین هزینه های جنگ و دفاع از آب و خاک در اولویت اول قرار داشت. بنابراین حقوق صنفی همچون گذشته مورد توجه قرار نگرفت حتی نقش کارگران با توجه به تاثیرگذاری آنان در جبهه و پشت جبهه بررسی می شد اما باز هم تلاش گردانندگان و مدیران، تامین رفاه کارگران و توجه به خواسته های آنان بود و در بیشتر موارد کارگران اراده خود را در محیط کار به جریان می انداختند بنابراین کارگر محوری اگرچه کم رنگ شده بود اما ادامه داشت. تا آنکه عصر بی توجهی به کارگران آغاز شد. آغاز آن دوره مصادف شد با عصر آزادسازی اقتصادی و اوج گیری بخش خصوصی که نتیجه آن توجه دولت و مجلس به کارفرمایان بود.

البته در فاصله سال های 68 تا 74 یک رابطه دو طرفه ای جریان داشت. شعار دولت این بود که کارگر مرفه، کارفرمای توانا و دولت به عنوان یک نهاد مسوول مقاصد خود را پیش ببرد در نتیجه منافع کارگر و کارفرما با هم دیده می شد. با تغییر دولت ، تغییر تفکر و سیاستگذاری ها صورت گرفت که می توان آن را با تغییر مدیریتها مقایسه کرد .

 

عصر کم توجهی مطلق

با رونق گرفتن بخش خصوصی، اقتصاد دولتی ضعیف شد و مدیریت بخش خصوصی بر مدیریت دولتی تاثیر گذاشت به نوعی که افکار و عقاید بخش دولتی در مورد کارگران را تغییر داد. در نتیجه مصالح و منافع کارفرما بر سرنوشت کارگران مسلط شد به شکلی که در پایان این دوره، عصر کم توجهی یا به عبارت بهتر بی توجهی به کارگران آغاز شد .

یادمان نرود که امام خمینی (ره) در پیام خود به مناسبت روز کارگر سال 1358 فرمودند که کارگران مدیران جوامع انسانی هستند و با این جمله کارگران را محور اصلی تولید و کار دانستند اما از نیمه دوم دهه 70 تا امروز با تعابیر لطیف و گاهی شعارهای غیرعملی، کارگران و تشکل های واقعی کارگری را مزاحم کار و تولید تلقی کرده اند.

امروز دوره چهارم روابط کار و کارگری است که کم توجهی به کارگران جای خود را به عصر توجه به طرف مقابل و تحقق خواسته های آنان یعنی  کارفرمایان داده است. به این ترتیب ما که انقلا ب را با اصل توجه به کارگر محوری آغاز کردیم پس از گذشت 31 سال به عصر کارفرما محوری رسیدیم.

 

اثبات این ادعا

طی 10 سال اخیر مرتب حقوق کارگران در عرصه های گوناگون تنزل فاحشی پیدا کرده است. تبدیل قراردادهای دایم به موقت، فاصله گرفتن حداقل دستمزد از حداقل معیشت به این میزان فاحش که مشاهده می کنیم، توجه نکردن  به تشکل های کارگری در واحدها، کم توجهی به کارگران به عنوان محور تولید، تنها گوشه ای از مسایلی است که اگر آنها را پی بگیریم به صدها معضل دیگر از جمله مشکلا ت بیمه، درمان، پیمانکاری و... خواهیم رسید. و امروز عصر بی توجهی به کارگر را در روز جهانی کارگر جشن می گیریم.

 

 انتهای پیام/

ارسال نظرات

آخرین اخبار