یک استاد و مشاور گفت :

کدخبر: 484

عزیزی عشق را آخرین و عالی ترین مرتبه احساس آدمی می داند و می گوید: عشق نهایت وجود انسان است که فارغ از تمام وابستگی و عادت ها، حواس پنج گانه، محبت و عاطفه بعنوان موهبتی از طرف خداوند متعال در وجود آدمی نهادینه می شود.

به گزارش سرویس اجتماعی  قزوین خبر؛ عشق و مذهب کلمات عمیقی هستند که گاه به سادگی از کنارشان می گذریم و به هر احساس و باوری نسبتش می دهیم.

دکتر سعید عزیزی، راهنما و مشاور خانواده؛ عشق را پنجمین و آخرین خانه احساس آدمی می داند.

او معتقد است که نخستین و پست ترین مرحله احساسی انسان، نیازهای جسمانی اوست، علائم آن در حواس پنج گانه نمایان می شود که می توان آن را هوس نامید.

نیازهای روحی دومین مرحله از احساس را شامل می شود که از مرتبه بالاتری برخوردار بوده و محبت یا عاطفه نامیده می شود که اکثریت انسان ها در همین مرحله اقدام به ازدواج می کنند که از قضا به جهت احساسی، فضای مناسبی برای ازدواج محسوب می شود؛ سومین مرتبه احساسی انسان مربوط به وابستگی ها و عادت است همانگونه که فردی به زندگی با همسرش عادت کرده و به صورت برنامه ای روزانه به آن می نگرد چرا که به این باور رسیده که " من با همسرم هستم چون باید باشم"

عزیزی عشق را آخرین و عالی ترین مرتبه احساس آدمی می داند و می گوید: عشق نهایت وجود انسان است که فارغ از تمام وابستگی و عادت ها، حواس پنج گانه، محبت و عاطفه بعنوان موهبتی از طرف خداوند متعال در وجود آدمی نهادینه می شود.

اما دکتر در آن طرف قضیه برای معنا کردن مذهب به قشر مذهبی نمای متعصب و جاهلی اشاره می کند که تصویر نادرستی از ایمان و عقیده را در کشور به نمایش می گذارند.

وی مذهب را  پایبندی به اصول اعتقادی  و تعهد به ارزش هایی می داند که کاملا توسط عقل قابل توجیه است در حالیکه تعصب رفتاری برانگیخته از احساس و در تقابل با عقل می باشد به این صورت که در بسیاری از مسائل با آسان گیری های مذهب مواجه می شویم و این در حالی است که تعصب موضع گیری های سخت گیرانه ای در آن زمینه ها دارد.

دکتر با تاکید بر اینکه باید از یکسان سازی دو مفهوم مذهبی و متعصب بودن جلوگیری شود می گوید: متاسفانه این دو واژه در ایران اشتباه گرفته می شود.

استاد با تفکیک افراد مقید و متعصب به عنوان دو طیف فکری و عقیدتی متفاوت در میان واژه مذهبی اینگونه ادامه می دهد که هر کدام از این دسته ها در برخورد با محبت و عاطفه ی نسبت به جنس مخالف عملکرد متفاوتی را نشان می دهند.

گروه مقید براساس چهارچوب خاصی وارد حیطه احساس و عاطفه می شوند و در مقابل افراد متعصب با سخت گیری های جاهلانه و قواعد دست و پاگیر خود محبت را وارد پیچیدگی های خاص خودشان می کنند تا آن جا که جلوتر از دین افتاده و آشنایی های مشروع قبل از ازدواج را ممنوع کرده که در نهایت با مراجعین کثیری از این طیف مواجه می شویم که به دنبال مشاوره و راه حل های درمانی بعد از ازدواج می گردند.

در این میان گروه دیگری با عنوان قشر لاابالی جامعه به هر طریقی در پی ارضای خواسته های روحی و جسمانی خود هستند تا آنجا که به هوس ها و شهوت های خیابانی کشانده می شوند و در مقابل انسان های مقیدی را می بینیم که در حریم خاص خود اجازه درگیر شدن عاطفی را به اطرافیان نداده و با مرحله بندی نیازهای عاطفی از وابستگی های احتمالی جلوگیری می کنند.

عزیزی با اعلام مخالفت صریح خود نسبت به ازدواج های بی قید و متعصبانه بیان می کند که ازدواج های مذهبی و معتقدانه تنها وصال هایی ست که ختم به خیر می شود چراکه انسانی که پایبند به اصول و ارزش است خوب می داند کی و کجا صحبت کند و برای حفظ حریم با نامحرم چه رفتاری داشته باشد تا آنجا که صحبت های طولانی قبل از ازدواج با جنس مخالف هم نمی تواند حرمت او را خدشه دار کند.

استاد در پایان با اشاره به طلاق های عاطفی می گوید: آمار این قهرهای خانوادگی که به نام طلاق های عاطفی شهرت گرفته و متاسفانه در حال ترویج است در میان افرادی که ترس از آبرو دارند، مجبور به زندگی با طرف مقابل خود هستند و یا به هر دلیلی واهمه ای از مسائل قانونی دارند چشم گیر است.

 

انتهای پیام/

 

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار