بخش دوم

کدخبر: 448

ترتیب تولد، تعیین‌کننده‌ی کامل شخصیت افراد نیست؛ بلکه یک‌سری راه‌کارهایی است که زمان کودکی در فرد شکل می‌گیرد تا با خواهر و برادر خود، یا بدون آن‌ها، با والدین و شرایط خانوادگی خود، کنار بیاید. همان‌طور که شما بزرگ‌تر می‌شوید، ممکن است راه‌های دیگری را برای تعامل با اطرافیان‌تان یاد بگیرید.

به گزارش سرویس اجتماعی قزوین خبر؛ خواه شما یک فرزند اولی بااعتماد به نفس و کنترل گر یا یک فرزند میانی با درایت و ماجراجو باشید، جایگاهتان در خانواده، از انتخاب شغل تا موفقیت در ازدواج تحت تاثیر این امر قرار می گیرد.در این یادداشت و در ادامه بخش اول به بررسی فرزندان میانی، آخر و تک فرزندان می پردازیم : 

فرزند میانی

فرزند میانی اغلب احساس کنارگذاشته‌شدن کرده و فکر می‌کند: «خب من بزرگ‌تر از همه نیستم، کوچک‌تر هم نیستم؛ پس کی هستم؟» این نوع تقلای ترتیبی باعث می‌شود فرزند میانی توانایی‌های اجتماعی خاصی را در خود شکل دهد و به‌دست آورد تا از نادیده انگاشته‌شدن در امان بماند. او به سمت مشهور و سرآمدشدن در میان هم‌سن‌وسالانش سوق داده می‌شود؛ چون توجه والدینش معمولاً صرف فرزند اول عزیزکرده یا کوچک‌ترین عضو خانواده می‌شود. در کل فرزند میانی گرایش به داشتن خصوصیت‌هایی چون مردم‌داری، تا حدودی سرکش، موفق در دوستی، دارای دایره‌ی اجتماعی وسیع، صلح‌دهنده یا میانجی‌گر صلح می‌شود.

شخصیت آن‌ها کاملاً برعکس شخصیت فرزنداولی‌هاست. اگر بخواهید فرزندی میانی را وادار به انجام کاری کنید، بسیار سرسخت است؛ چون او خودش برادر یا خواهر کوچک‌تر خود را وادار به انجام کاری می‌کند؛ برای مثال، جنسیت کودک یک متغیر بزرگ است. اگر کودک اول یک پسر باشد و دومی یک دختر، فرزند دوم، یعنی دختر ممکن است خصوصیت‌های فرزند اولی را داشته باشد؛ اگرچه او واقعاً یک فرزند دومی است؛ ولی اولین دختر خانواده نیز هست. او ممکن است دارای ویژگی در حال پرورش ریاست و رهبری باشد که از ویژگی فرزندان اول است. نقاط قوت فرزندان میانی در بزرگ‌سالی این است که به دلیل موقعیت‌‎شان، یاد می‌گیرند در مواقع سخت انعطاف‌پذیر و اجتماعی باشند تا باعث ایجاد صلح، اتحاد و توافق شوند. فرزندان میانی آسودگی و آرامش بیش‌تری در بزرگ‌سالی دارند. آن‌ها به دنیایی خارج از خانواده‌ی‌شان، یعنی دنیای دوستان‌شان تمایل زیادی دارند و یاد می‌گیرند که افکار و احساس‌های‌شان را به اندازه‌ی دیگران بروز ندهند.

UcPifBdecabK

 

فرزند آخر

کوچک‌ترین فرزند از همه آزادانه‌تر و راحت‌تر زندگی می‌کند. او گرایش به داشتن این خصوصیت‌ها دارد: عاشق تفریح و خنده، ساده، فریب‌کار، خون‌گرم، جلب‌توجه‌کننده و خودخواه. فرزندان آخری بسیار گیرا و دل‌ربا هستند. کم‌سن‌وسال‌ترین در خانواده‌اند و عموماً بیش‌ترین توجه را دریافت می‌کنند؛ به همین علت، در کودکی، خودمحور و به‌اصطلاح لوس می‌شوند. آن‌ها در روابط‌شان دنبال ماجراجویی هستند؛ فقط به این دلیل که توجه افراد را جلب کنند. وقتی چیزی را که می‌خواهند به دست نیاورند، مستعد خشم و غضب می‌شوند. فرزندان آخری بسیار اهل شوخی و خنده هستند. آن‌ها اغلب شوخ‌طبع‌اند و از این‌که دیگران را بخندانند لذت می‌برند. در زمینه‌ی متقاعدکردن دیگران برای انجام یک فعالیت خاص خوب عمل می‌کنند. فرزندآخری‌ها معمولاً ضوابط خانواده را نمی‌پذیرند و ممکن است ارزش‌های خانواده و عقاید مذهبی را زیر سؤال ببرند که در این زمان، والدین باید جواب‌گو و راهنمای آن‌ها باشند. معمولاً این فرزندان از ترتیب چیزها سؤال می‌کنند و یک شخصیت انقلابی دارند. بسیاری از فرزندآخری‌ها، راهی کاملاً متفاوت از برادر یا خواهر خود پیش می‌گیرند تا از رقابت مستقیم با آن‌ها دوری کنند.

تک‌فرزند

تک‌فرزندان، ویژگی‌های فرزند‌اولی و آخری‌ها را با هم دارند. آن‌ها با این‌که توجه زیادی از والدین‌شان دریافت می‌کنند، اغلب توانایی اجتماعی کمی برای ارتباط برقرارکردن با هم‌سن و سال‌های‌شان دارند. به این دلیل که با ارزش‌های والدین‌شان هم‌خوانی زیادی دارند، در دوران بزرگ‌سالی افراد کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از خودشان را بهتر درک می‌کنند. زندگی آن‌ها در دوران بزرگ‌سالی اغلب بسیار منظم است؛ به همین دلیل، ممکن است آزردگی پنهانی در دل داشته باشند به این خاطر که مجبورند مثل یک بزرگ‌سال کوچک، بدون دوران کودکی زندگی کنند. تک‌فرزندها با شناختی کامل از والدین‌شان بزرگ می‌شوند و مسئولیت‌پذیر، بلندپرواز و کمال‌گرا هستند. آن‌ها معیارهای سطح بالا را برای خود و دیگران در نظر می‌گیرند؛ به همین‌خاطر، ممکن است به چشم انتقادگر یا کنترل‌گر دیده شوند.

2KyFR0lIczfk

نتیجه گیری 

روان‌شناسان بر این باورند که ترتیب تولد، تعیین‌کننده‌ی کامل شخصیت افراد نیست؛ بلکه یک‌سری راه‌کارهایی است که زمان کودکی در فرد شکل می‌گیرد تا با خواهر و برادر خود، یا بدون آن‌ها، با والدین و شرایط خانوادگی خود، کنار بیاید. همان‌طور که شما بزرگ‌تر می‌شوید، ممکن است راه‌های دیگری را برای تعامل با اطرافیان‌تان یاد بگیرید. بهترین دلیل برای مطالعه و تحقیق روی ترتیب تولد این است که خود و کودک‌تان را اندکی بهتر بشناسید و بعد از آن مشکل‌ های‌تان را حل کنید. شما نمی‌توانید ترتیب تولدتان را عوض کنید؛ اما می‌توانید طرز فکر خود را در مورد نقش‌تان در خانواده عوض کنید.

 

برگرفته از نشریه پیام زن

 

انتهای پیام/

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار