عشق، باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح­ دوستی و انسانیت در تطابق است و حد و مرزی برای افراد خاص (مذهبی و غیرمذهبی) قائل نمی­شود. میل و کشش درونی نسبت به جنس مخالف، یک کشش غریزی است و در همه افراد چه مذهبی و چه غیرمذهبی وجود دارد چون بنای آن فطری است.

 به گزارش سرویس اجتماعی قزوین خبر؛ کلماتی چون مذهب، عقیده، احساس و عشق مفاهیم ریشه دار و پرحاشیه ای در فرهنگ ایرانی محسوب می شوند که هر چند سال ها پیرامونشان به بحث و گفت و گو بنشینیم، باز هم محور بودن مکتوبات، همایش ها و مراسماتی از این دست مورد استقبال مردم است.

معنای مذهب و تفکیک انسان های جامعه به دو قشر مذهبی و غیر مذهبی بودن، شناخت معیارهای این تقسیم بندی، نوع برخورد هر کدام از این دسته ها با مقوله عشق و ازدواج؛ موضوعی بود که قزوین خبر را بر آن داشت تا گفت و گویی داشته باشد با سعیده اسدی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی؛ که در ادامه می خوانیم:

 

قزوین خبر- تعریف مذهب و معیارهای تقسیم بندی مذهبی و غیر مذهبی بودن افراد جامعه در نگاه شما چیست؟

اسدی- مذهب در جامعه به مجموعه نگرش، باورها و رفتارهای افرادی گفته می شود که به وجودی برتر و ماوراء الطبیعه معتقد هستند. مردم جامعه ما به لحاظ ایمان و اعتقادی که به خداوند دارند از طریق پرستش و واکنش نسبت به پروردگار، به آرامش می رسند.

مذهب  روشی برای رشد و تعالی انسان از جایگاه فعلی خود می باشد. از آنجایی که مذهب بر پایه دین استوار است، پس رعایت حداقل های دینی برای مذهبی بودن لازم است و افراط از حد، قطعا نشانه قبول نداشتن مذهب و دین است چراکه اسلام دین تعادل است؛ همان طور که یک کوهنورد برای صعود به قله نمی تواند بار زیادی را با خود حمل کند، در مقابل بدون وجود امکانات ضروری سفر، کوهنوردی غیر ممکن می شود. 

در مدل شناختی – رفتاری از چرخه ی مثلثی شکلی که دارای سه رأس افکار، احساسات و رفتارها می باشد، اثرگذاری متقابل این سه عامل در واکنشها نمایش داده می شود. پس باورها و نگرش­های یک فرد مذهبی بر ظاهر وی نیز تأثیراتی خواهد داشت.

هرچقدر میزان ایمان و نگرش­ های مذهبی فردی قوی تر باشد ظاهر وی نیز با قواعد مذهبی همخوانی بیشتری خواهد داشت. اما لزوماً نمی توان بر اساس ظاهر به مذهبی یا غیر مذهبی بودن افراد پی برد. در واقع می­ توانیم چنین بیان کنیم که یک فرد واقعا مذهبی قطعاً ظاهری مذهبی خواهد داشت اما یک فرد با ظاهر مذهبی را نمی توان الزاما معتقد دانست.

 

قزوین خبر- آیا می توان تفاوتی میان حد و مرز، ساختار احساسات و در واقع چگونگی عشق ورزی افراد مختلف جامعه به لحاظ معیار مذهبی و غیر مذهبی بودن قائل شد؟ اساسا ایمان چه نقشی در میزان احساسات و عواطف به سمت جنس مخالف می تواند داشته باشد؟

اسدی- عشق، باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح­ دوستی و انسانیت در تطابق است و حد و مرزی برای افراد خاص (مذهبی و غیرمذهبی) قائل نمی­شود. میل و کشش درونی نسبت به جنس مخالف، یک کشش غریزی است و در همه افراد چه مذهبی و چه غیرمذهبی وجود دارد چون بنای آن فطری است. براساس مدل شناختی – رفتاری و رابطه­ ی میان احساس،افکار و رفتار، قطعاً میان نگرش و احساس مذهبی­ ها و غیرمذهبی­ ها تفاوت وجود دارد. یعنی معیارها و باورهای افراد مذهبی در سنجش و انتخاب فردی که به او علاقمند می شوند مؤثر است.

به هر حال یک فرد مذهبی به علت علاقه و عشقی که به خداوند دارد، کشش او به سمت فردی که با معیارهای مذهبی او مطابقت دارد بیشتر خواهد بود و هرچه میزان ایمان وی بیشتر باشد معیارهای او تطابق بیشتری با مذهب و دین وی خواهد داشت.

 

قزوین خبر- به نظر شما  ایمان تا چه اندازه می تواند در بروز رفتارهای یک جوان عاشق موثر باشد؟

اسدی- همان طور که قبلا هم بیان شد نگرش ­ها و احساس هر فردی بر رفتار وی اثرگذار است. اگر مذهب را به عنوان راه و روشی در نظر بگیریم که انسان را به سوی کمال سوق می دهد، دیدگاه های مذهبی انسان را به قرار گرفتن در چهارچوبی انسان گرایانه متعهد می­کند پس رفتار یک جوان مذهبی، در راستای شیوه ای متعالی قرار می­ گیرد و قطعاً عملکرد وی می تواند مناسب تر باشد.

قرآن در سوره روم آیه 12 چنین آورده است: « و از نشانه های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این (نعمت) برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.

عده ای سعی می کنند از را منطق، فلسفه، علم و یا تجربه و همچنین از راه های مختلفی به این حقایق دست یابند. اگر انسان معتقد باشد، راه و روش عشق و احساس را در کتاب و سنت خداوند، به راحتی پیدا می کند، ولی اگر غیرمعتقد باشد، می بایست راه های دشوارتری همچون تجربه و فلسفه را پیش گیرد.

 

قزوین خبر- آیا می توان مشکلات خاصی را در مقوله عشق و دوست داشتن برای جوان های مذهبی و معتقد متصور شد؟ چرا که بعضی بر این عقیده اند که محدودیت در رابطه با جنس مخالف بعضا موجب عقده و حتی شاید عقده گشایی در بعد از ازدواج شود. نظر شما در این زمینه چیست؟

اسدی- بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج) گناه است، یعنی از نظر آنها اول باید تصمیم ازدواج وجود داشته باشد بعد عاشق شود و اگر اتفاقی عاشق شد بیان آن گناه می‌باشد چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که نگرانی از بروز گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.

اعتقادات مذهبی چهارچوبی رفتاری برای فرد تعریف می­کند و جوان مذهبی سعی در انجام رفتاری، منطبق بر باورهای خود دارد. محدودیتی که در شیوه رفتار جوان مذهبی عنوان می­ کنید از دیدگاه یک فرد مذهبی متعهد، محدودیت معنا نمی­ شود، بلکه او در اجرای دستورات مذهبی، احساس رشدیافتگی، عزت نفس و در نهایت خوشنودی می­ کند پس برای او عقده و شورش در احساسات ایجاد نمی شود.

طغیان احساس و نارضایتی، برای فردی ایجاد می­ شود که بر خلاف باورهایش مجبور به پیروی از اصولی خاص از سمت خانواده یا جامعه شده است اما برای فرد مذهبی معتقد، چنین احساسی ایجاد نخواهد شد.

 

قزوین خبر- شما به عنوان مشاور خانواده و پروهشگر در زمینه مهارت های زندگی، ازدواج عای موفق را بیش تر در کدام یک از تقسیم بندی های جامعه شاهد هستید؟

اسدی- از آنجا که ممکن است یکی از انگیزه های جوانان برای معاشرت با جنس مخالف، قبل از ازدواج شناخت بیشتر و انتخاب صحیح­ تر در ازدواج باشد، لذا انتظار می­ رود زوج هایی که قبل از ازدواج با همسر خود معاشرت چهارچوب مندی داشته ­اند، از شناخت و تطابق بهتری در زندگی برخوردار بوده، ازدواج موفق­ تری داشته و میزان طلاق در آنها کمتر باشد.

مطالعاتی با محوریت  تأثیر معاشرت قبل از ازواج با جنس مخالف در احتمال طلاق در بین افراد تحصیلکرده دانشگاهی انجام شد. مقایسه ی افراد همسردار و افراد در شرف طلاق نشان داد که نمی توان نتیجه گیری کرد که معاشرت در حد دوستی، موجب افزایش احتمال طلاق می­ گردد. اما در خصوص معاشرت پیشرفته با همسر قبل از ازدواج، نتایج عکس است!

در این پژوهش مشخص شد که تجربه رابطه­ ی پیشرفته­ ی قبل از ازدواج با همسر در کل بین افراد تحصیلکرده­ ی در شرف طلاق به طور معنی­ داری بیشتر از افراد تحصیلکرده­ ی همسردار است. احتمال طلاق در بین کسانی که روابط پیشرفته­ ی قبل از ازدواج با همسرشان داشته ­اند، نسبت به کسانی که این نوع روابط را نداشته ­اند 3/18 برابر است. حتی پس از کنترل اثر سایر عواملی که مرتبط با طلاق هستند، مانند تحصیلات، میزان سازگاری اقتصادی و اعتقادات با همسر، میزان شناخت قبل از ازدواج، میزان تأیید همسر توسط خانواده و وجود موارد طلاق در خانواده درجه یک همسر، همچنان داشتن تجربه­ ی معاشرت پیشرفته با همسر قبل از ازدواج از تعیین کننده های مهم طلاق محسوب می­ شود و احتمال طلاق را 5 برابر می­  کند و یا به عبارتی به طور محسوسی این آمار را بالا می­ برد.

در واقع افراد مذهبی که به اصولی خاص پایبند هستند و متعهد بودن را آموخته اند، در زندگی با همسرشان تعهد بیشتری نشان می­ دهند و موفق تر هستند.

 

قزوین خبر- چه نوع خانواده هایی را بیش از سایرین در معرض طلاق های عاطفی و هم چنین طلاق های حقیقی می دانید؟

اسدی- طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می­ شود . در واقع در این رابطه ضعف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر به سردی تمام روابط که یک زوج هم چون رابطه روحی، جسمی، احساسی و حتی گفتاری می شود؛ وجود این مشکل در یک رابطه موجب بروز بی مهری و کم شدن انرژی مثبت در خانواده میگردد.

زوج ها در بیگانگی دنیای یکدیگر گم شده­ اند و فقط برای هم، حکم یک هم­ خانه یا یک مصاحب که به او عادت کرده ­اند را دارند. درک نکردن صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی­ علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود، همه و همه دست به دست هم می­ دهند تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوج ها به وجود بیاورند.

آمار دقیقی از وجود میزان طلاق عاطفی در دست نیست. طلاق عاطفی به پنج دلیل از جمله ترس از نگاه دیگران (والدین و دوستان) به یک فرد مطلقه، نبود امکانات مالی از جمله نداشتن حامی مالی برای زن و یا بالا بودن میزان مهریه و عدم توانایی مالی مرد برای پرداخت آن، نقش های اجتماعی و داشتن عنوان های مهم اجتماعی و ترس از آبروریزی و در نهایت وجود فرزندان و ایثار برای بزرگ شدن آنها، اتفاق می­افتد.

برای سازگاری بیشتر باید زوجین را وادار به ریشه یابی مشکل و حل آن کرد تا به طرف تفاهم عاقلانه پیش روند. یعنی هر دوطرف بخواهند تغییر کنند و سطح انتظارات را پایین بیاورند و از مشاور کمک بخواهند و اگر همه­ ی قدم­ ها برداشته شد ولی یکی از طرفین همچنان نتوانست خود را باشرایط وفق دهد، طلاق اجتناب ناپذیر است.

 

انتهای پیام/

 

 

 

ارسال نظرات

آخرین اخبار