متینا آسیابان

کدخبر: 303

یادمان باشد ما فقط قرار است تلنگر باشیم برای چیزهایی که میدانیم حرام است و هنجار، چه خود عامل باشیم چه نباشیم، دانستن کافیست برای آگاهی بخشی که صد البته تاثیر کلام عامل دو چندان است.

قزوین خبر:

تماشای پوشش های بی پوشش ! ، ویترین ها، عاشقانه های در خیابان و پارک و سینما، شنیدن حرف و حدیث ها و کلام های بی سند که در فقه تهمت نامیده میشود؛ گاهی همه ی آن چیزهایی است که می تواند آزارت دهد و الزاما اینطور نیست که اگر اذیت می شویم پس خودمان عاری از همه این هاییم اما می توان ادعا کرد که به مرتبه ای رسیده ایم که بوی ناهنجار این رفتارها را حس می کنیم و هنوز قبح خط خطی های بر اسلام  و اخلاق را می فهمیم.

گاهی قدم زدن لا به لای درخت های شهر، خرید های روزانه و حتی نشستن پشت صندلی دانشگاهی که روزی آرزویش را داشتی هم حس خفگی می دهد.

تماشای گم شدن هویت اصیل ایرانی و اخلاق اسلامی در قامت پوشش های ناهنجار، خنده های بلند، افتخار مردان از کارناوال های خیابانی همسرانشان که تا چندی پیش گمان می کردیم ناموسشان نیستند و صرفا یک مزاح است ! اما امروز می دانیم که اینطور نیست و کار آنقدر باریک شده که پاره شدن پرده حیا و غیرت نشانه تجدد گرایی شده است.

تماشای مادری که فارغ از دغدغه ی عفت، کودک شیرخواره اش را گوشه خیایان شیر میدهد و کمی آن طرف تر چند زن همسایه که از احتمالات بی سندشان راجع به اعتیاد یکی از مردان محل می گویند و با نیشخند و تمسخر سری برای همسرش تکان می دهند و باز پچ پچ های زیرگوشی و زنی که بی خبر از همه جا اشک در چشم هایش جمع می شود از حرف و حدیث این روزهای اخیر.

و تماشای بازاری محل که وزنه ترازویش را بالا گرفته برای کمی پول بیشتر و چند دکان دار دیگر که چونه می زنند برای گرفتن نزول پول ماه پیش !

لباس ها و لوازم تحریرهای پشت ویترین که نمادهای شیطان پرستی  و انحراف گونه شان و ذوق کودکانه بچه ها برای داشتنشان خون را در مغزت منجمد می کند چون دیده ای که کمی که بزرگتر شدند در قالب همان عروسک و همان شخصیت محبوبشان خوراک فکری گرفتند از سازندگانش و هرچه فریاد باورپذیری کردی قبولت نکردند، پیامبر، دین  و فرهنگ را در آغوش همان عروسک کودکی و از همان نقشه برداران گرفتند و زمانی که جهت آگاه سازی خانواده ها برمی آیی توجیه شان قیمت مناسب تر آن تولیدات به داخل است و البته کم کاری در این زمینه جای خرده گرفتن دارد که ما هنوز نتوانسته ایم کاراکترهای انیمیشنی داشته باشیم که کودکانمان را به وجد آورد آنگونه که یک دختر مدرسه ای نذر باربی می کند برای تمام وسایل و داشته هایش !

و ناگفته نماند که بعضی شخصیت های داخلی جای خوبی باز کرده اند مانند کاراکترهای مجموعه "شکرستان" اما نکته همان توجیه خانواده ها یعنی قیمت بالای عروسک های آن است که در مقابل ، باربی های ارزان تر را می توان پیدا کرد.

وقتی خوب اذیت شدی از تماشاهایت به این نتیجه میرسی که دیگر فلان سینما و پارک نروی و من بعد راهت را چند متری دورتر کنی تا دیگر گذرت به آن خیابان کذایی نیوفتد !

اما کمی که بیش تر فکر می کنی به این نتیجه میرسی که نشستن در آرامش خانه ات و خوشحالی از اینکه نمازت را دم  الله اکبر مسجد می خوانی و گاهی وصلش می کنی به جماعت و اینکه حجابی هم هست روی تننت، کلامت، نگاهت، رفتارت در این روزهای بی حجابی؛ چیزی جز بوی خودخواهی ندارد و یاد آن زن دانمارکی می افتی که مسیحی زاده ی مسلمان شده ای بود که شکایت می کرد از شیعه که چرا امامانمان را برای خود محصور کرده ایم که اگر جهانیان کلام و منش آن ها را دریابند خود شیفته خواهند شد و مسلمان.

که امر به معروف مصداق همان شناساندن است ...

و باید باورت شود که اگر نجنبی برای احیای ارزش های جامعه ات شاید دیری نپاید که همان ها برای تو هم رنگ ببازد و نه ترس از باختن ارزش ها بلکه دغدغه فهم رساندن است که باید پایت را به همان خیابان و همان پارک و همان بازار برساند تا حضورت، نگاهت و حرفت راهی را نشان دهد.

و البته خرده می گیرند که وقتی هنوز خود عیب داریم ما را چه به اصلاح دیگران !

یادمان باشد ما فقط قرار است تلنگر باشیم برای چیزهایی که میدانیم حرام است و هنجار، چه خود عامل باشیم چه نباشیم، دانستن کافیست برای آگاهی بخشی که صد البته تاثیر کلام عامل دو چندان است.

 

انتهای پیام/

ارسال نظرات

آخرین اخبار