در پی وضیعت اسف‌بار آرامستان چوبیندر؛

کدخبر: 1445

عملکرد ضعیف شهرداری قزوین در ساماندهی آرامستان چوبیندر کاملا مشهود است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی قزوین خبر، امروز قصد سفر به سوی شهر چوبیندر کرده و تن را عازم یکی از نواحی بخش مرکزی شهرستان قزوین کردم.

 همراه با سرما و ابرهای گرفته پاییزی. خیر اموات رهسپار آرامستان چوبیندر شدم. لحظاتی تکیه دادم به درختی بی‌برگ و به فضای آرامستان خیره شدم. پهنای سبز و خشک. فضایی با فریاد. فریادهای بی صدا. همه او را می‌خوانند.

دست‌های کوتاه، نیازهای بلند، آرامیده‌های بی‌قرار، قبوری نامنظم، بلند و کوتاه. عریض و طویل هر کدام به هرشکل. دل‌بخواه بازماندگان. قبوری به هر جهت؛ شلوغ.

photo_2015-12-07_15-52-40

عاقبت در میان این شهر شلوغ و صرف مادی جرعه فضایی برای تلنگر آدمیان این شهر در مسیر انتهای عمرشان نیاز است!

جایی برای خود آمدن، جایی برای گریه، جایی برای مناجات با خود، با خدا؛ جایی برای کشیدن نفسی راحت. آرامستان محلی است برای آرامیدن، آرامش، محلی است برای عبرت.

 چه تفاوتی بین حی و موت! اینجا سکوت می‌خواهد. اینجا محل عبرت است. آرامستان هم نیاز مردگان است، هم نیاز زندگان. متولی بایستی فضا را مهیا کند. چه در حوزه نظم قبور چه در حوزه فضای سبز. حقا عاقبت روح باید در شأن روح باشد.

photo_2015-12-07_15-52-29

 شاأنی در قامت انالله و انا اله راجعون، شانی قأبل ارائه. مگر نه آنست که رهبر مذهب تشیع، مولای علویون فرموده‌اندکه نیاز هر انسان حی، رفتن به آرامستان است. نیازی در مسیر به خود آمدن. «برای درک همه از خداییم و به‌سوی خدا بازمی‌گردیم».

تبعیض را ببین! آرامستانی به مانند بهشت فاطمه(س) قزوین در کشور همتا ندارد، آرامستانی دیگر در چوبیندر همین شهر قزوین رغبتی برای حضور روح در آن پیدا نمی‌شود. تن بماند! قبور بی‌نظم. فضای سبز ناخوش. چمن‌های بی حرص. علف‌های زاید. گوشه‌هایی پر از خاک‌روبه، زباله‌های متمدن. اینجا آرامستان است یا خرابه؟ آرامستان چوبیندر را می‌گویم!

 مگر آرامستان صرفا محل دفن اموات است و دیدار تا قیامت؟ مگر امام صادق(ع) نفرمودند که «قسم به خداى متعال، مردگان رفتن شما را مى‏دانند و با حضور شما مسرور مى‏شوند و با شما اُنس مى‏گیرند و بهره‏مند مى‏شوند»؟ چگونه می‌توان حضور یافت در این آرامستان خرابه؟! دلم برای اموات آرامستان چوبیندر می‌سوزد. آدمی را رغبتی برای حضور در این مکان نیست.

photo_2015-12-07_15-52-13

حتی برای قرائت فاتحه‌ای! احتراما بنا به تمکین فرمایش حضرات معصومین(ع) شهرداری حرکتی به جان دهد و این مکان را ساماندهی کند. مکان شاید درآمد زا و مرقون به صرفه نباشد اما ساماندهی آن باقی الصالحاتی است برای مجموعه شهرداری!

حقا شهری که میعادگاه بزرگانی هم‌چون شهید دکتر محمود رفیعی و آیت‌الله حاج سید محسن مومنی است، بایستی آرامستانی زیبنده‌تر از این‌ها داشته باشد. عاقبت 21 شهید بزرگوار در این مکان حاضر هستند. شهیدانی که حضور در پیشگاه شان روح را جلا می‌دهد، نوازش می‌کند. اینجا حرمت دارد.

حقا که عدم ساماندهی در این مکان یعنی نفهمیدن عظمت و جایگاه شهدا. اینجا به برکت 21 شهید بزرگوار عرش‌الله محسوب می‌شود. اینجا فرشتگان بال گسترانیدن. اینجا محلی برای نجواست. اینجا نه آن است که علف‌های هرز قبور مبارک را محصور کنند. اینجا نه آن است که خاک روبه‌ها پهنای آن را غیرهموار کنند. اینجا نه آن است که زباله‌ها، شان مکان‌الله را آلوده کنند. این جا نه آن است که بوی ناخوشایند فضا را بی‌قرار کند.

photo_2015-12-07_15-52-34

شهرداری را بجویید و بگوییدش!

اینجا محلی است برای به خود آمدن، محلی برای قرار، قراری با خود. محلی زیبا برای خلوت، خلوتی عاشقانه با خدا؛ با شهدا.

شهرداری را که مدعی معماری اسلامی است از لابه لای برج‌های تجاری بجویید و بگوییدش، معماری اسلامی پیش‌کش!، نیم‌نگاهی به وضع اسف‌بار این مکان داشته باشد. آرامستان چوبیندر را می‌گویم.

شهرداری که مدعی رسیدگی به مناطق جنوب شهر است بجویید و بگوییدش، ساماندهی کوی و برزن و پارک و فضای سبز مناطق جنوب، فدای خواهرخوانده آلتو آلنتجوی پرتغالیش، نیم ‌نگاهی به وضع اسف‌بار این مکان داشته باشد. آرامستان چوبیندر را می‌گویم.

photo_2015-12-07_15-51-57

شهرداری را بجویید و بگوییدش ناکارآمدن ماندن تقاطع‌های غیرهمسطح شهری‌اش فدای سفرهای اروپایی‌اش، نیم‌نگاهی به وضع اسف‌بار این مکان داشته باشد. آرامستان چوبیندر را می‌گویم!.

شهرداری را از مناطق آزاد کشور بجویید و بگوییدش، عاقبت شهر چوبیندر هم به همانند دانشگاه و ملاصدار و ... جز شهر قزوین است، نگاهی گذرا هم به وضع اسف‌بار این این شهر داشته باش.

امروز قصد سفر به شهر چوبیندر کرده بودم. همراه با سرما و ابرهای گرفته پاییزی. خیر اموات رهسپار آرامستان چوبیندر شدم. لحظاتی تکیه دادم به درختی بی برگ و به فضای آرامستان خیره شدم. مع الاسف همه چیز در آن دیدم الا روح!   

رو به گورستان دمى خامش نشین/ آن خموشان سخن‏گو را ببین.

انتهای پیام/م

ارسال نظرات

آخرین اخبار